هوش مصنوعی: این شعر از درد و غم عمیق دل سخن می‌گوید و از شوری که در دل وجود دارد، صحبت می‌کند. شاعر از سوزش و آتش درون دل می‌گوید که حتی آب هفت دریا نیز نمی‌تواند آن را خاموش کند. این متن به‌صورت نمادین از عشق، رنج و احساسات شدید انسانی صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

غزل ۱۲۳ - چه شوری بود یاران بر سر دل

چه شوری بود یاران بر سر دل
ز غم گوئی سرشته پیکر دل

نریزد ساقی بزم محبت
بجز خوناب غم در ساغر دل

بجز سوزش نسازد هیچ باطبع
گلستان خلیل است آذر دل

بر آتش پارهها برمیفشاند
مگر بال سمندر شد پر دل

نشد افسرده ز آب هفت دریا
چه آتش بود اندر مجمر دل

حمل جز برج ناری نیست گوئی
اثر هم جز وبال از اختر دل

بسوز نار دوزخ خندد اسرار
جهدگر یک شرار از اخگر دل
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۲۲ - زدی مشاطهات شانه به سنبل
گوهر بعدی:غزل ۱۲۴ - فلک دوران زند بر محور دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.