هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عارفانه، زیبایی و جذابیت معشوق را با تصاویر شاعرانه مانند ماه، بهار و نور توصیف می‌کند. شاعر از ناتوانی خود در برابر جمال معشوق و رنج عشق سخن می‌گوید و از ناز و غمزه‌های او شکایت دارد. همچنین، اشاراتی به مفاهیم عرفانی مانند قربانی شدن عاشق و سلطه‌ی زیبایی معشوق وجود دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند «قتل بی‌گناه» و «در خون نگر» ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۱۵۶ - گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه

گیرم نقاب برفکنی از رخ چو ماه
کو تاب یک کرشمه و کو طاقت نگاه

یک شمه از طراوت رویت بهار و باغ
یک پرتو از فروغ رخت نور مهر وماه

یکبار رخش نازبرون تا ز و باز بین
عشاق را جبین مذلت بخاک راه

در خون نگر بمالم دل مردمان چشم
بر پا نموده از مژگان رایت سپاه

عزم شکار کرده مرانم که عیب نیست
وقت شکار بودن سگ در قفای شاه

آن مه سپه کشد پی تاراج جان زناز
من میکنم مبارزه با خیل اشک و آه

جز پیش این بتان خداوندگار حسن
در مذهب که بوده روا قتل بیگناه

در ترک و تاز لشکر نازش بملک حسن
کس جان نبرد خاصه تو اسرار از این سپاه
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۵۵ - ای نرگست سحر آفرین لعلت شکرخا آمده
گوهر بعدی:غزل ۱۵۷ - از مژه گرچشم مستت دست در خنجر زده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.