هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از فراق و جدایی معشوق، درد دل، وصف عشق و وفا، و نیز مفاهیمی مانند ریا، می‌نوشی، و عرفان سخن می‌گوید. ابیات به زیبایی احساسات عمیق انسانی و روحانی را به تصویر می‌کشند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، برخی اشارات به مفاهیمی مانند می‌نوشی و ریا ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد.

غزل ۲۴ - دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت

دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت
دل بسته او گشت و روان از بر ما رفت

گویند جدایی نبود سخت ولیکن
بر ما ز فراق تو چه گویم که چه‌ها رفت

طوفان تنوری که از او مانده اثرها
آن خون دلی بود که از دیده ما رفت

از آمدن و رفتن دلبر عجبی نیست
از راه وفا آمد و از راه جفا رفت

بودش لب لعل تو تمناگه رفتن
چونان که سکندر ز پی آب بقا رفت

تا لب بنهد بر لب بلقیس سلیمان
هدهد چو صبا بی‌خبر از او به سبا رفت

زاهد سوی میخانه شو و صومعه بگذار
تا خلق نگویند که از روی ریا رفت

می خوردن ما روز ازل خود بنوشتند
هان بر قلم صنع مپندار خطا رفت

مجنون صفت ار شد به سر کوی خرابات
وحدت به گمانم که هم از راه دعا رفت
کانال گوهرین در ایتا
۴۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۳ - زاهد نشُسته دست ز تن جانت آرزوست؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵ - چو پوست تخت من است و کلاه پشمین تاج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.