خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد هجران، عشق بیپاسخ و رنجهای عاشقی سخن میگوید. او از معشوق میخواهد که درد دل او را درک کند و به وضعیت ناگوارش توجه نماید. شاعر با استفاده از تصاویر شعری مانند اشک، آتش، آب و طوفان، احساسات خود را بیان میکند.
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و احساسات پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند «کشتنم خواهی» یا «درد تو آتش و آب از دل و چشمم بگشاد» ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۲۳۵ - گر بگویم که درون دل من پنهان چیست
گر بگویم که درون دل من پنهان چیست
خود بگویی و بدانی که غم هجران چیست ۱
خستگان تو که دور از تو، نه نزدیک تواند
تو چه دانی که همه شب به دل ایشان چیست ۲
کشتنم خواهی، اینک سر و اینک خنجر
می کشی یا بزیم چند گهی، فرمان چیست ۳
درد تو آتش و آب از دل و چشمم بگشاد
به جز از سوختن و غرقه شدن درمان چیست ۴
عشق داند که زمین را ز چه شوید اشکم
نوح داند که جهان را سبب طوفان چیست ۵
دارم امید که چون بخت در آرم به برت
تا ز تو بخت من بی سر و بی سامان چیست ۶
آشکارا بکشم زانکه بمردم به خیال
کان شکر خنده به زیر لب تو پنهان چیست ۷
ور نخواهی به شکر کشت من مسکین را
لب شیرین شکنت را به شکر دندان چیست ۸
زلف را پرس، اگرت نیست یقین کز زلفت
حال خسرو به شب تیره بی پایان چیست ۹
خود بگویی و بدانی که غم هجران چیست ۱
خستگان تو که دور از تو، نه نزدیک تواند
تو چه دانی که همه شب به دل ایشان چیست ۲
کشتنم خواهی، اینک سر و اینک خنجر
می کشی یا بزیم چند گهی، فرمان چیست ۳
درد تو آتش و آب از دل و چشمم بگشاد
به جز از سوختن و غرقه شدن درمان چیست ۴
عشق داند که زمین را ز چه شوید اشکم
نوح داند که جهان را سبب طوفان چیست ۵
دارم امید که چون بخت در آرم به برت
تا ز تو بخت من بی سر و بی سامان چیست ۶
آشکارا بکشم زانکه بمردم به خیال
کان شکر خنده به زیر لب تو پنهان چیست ۷
ور نخواهی به شکر کشت من مسکین را
لب شیرین شکنت را به شکر دندان چیست ۸
زلف را پرس، اگرت نیست یقین کز زلفت
حال خسرو به شب تیره بی پایان چیست ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۴ - هر کس آنجا که می و شاهد و گلشن آنجاست
گوهر بعدی:شماره ۲۳۶ - آنکه برده ست دلم زلف پریشان اینست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.