هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر احساسات شاعر نسبت به معشوق است. او از انتظار طولانی، بیقراری دل، ناتوانی در کنترل عشق، و مقایسههای زیبا مانند لاله و گل برای توصیف حال خود استفاده میکند. شاعر همچنین به مفاهیمی مانند جفا، حقگزار بودن، و پذیرش تقدیر اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'غرق به خون' و 'خاک ستم کشته' ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۳۱۹ - ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
ز آنگهی که دل من به سوی یار من است
زهی دراز که شبهای انتظار من است ۱
ز من نماند نشان و دلم به زلف تو ماند
به گوش داری، جانا، که یادگار من است ۲
مگر تو خود کنی این لطف، ورنه می دانم
که آن جمال نه در خورد روزگار من است ۳
مرا به مستی معذور دار، ای هشیار
که این زمام نه در دست اختیار من است ۴
چو لاله غرق به خونم، چو گل گریبان چاک
زهی شکفته که امسال نوبهار من است ۵
هزار بار همی گفتم، ای دل بدخوی
که عشق بازی با نیکوان کار من است ۶
نشان خاک ستم کشته ایست در ره عشق
هر آن غبار که بر دامن نگار من است ۷
به تیغ در حق خسرو حق جفا بگذار
خدای خیر دهادش که حق گزار من است ۸
زهی دراز که شبهای انتظار من است ۱
ز من نماند نشان و دلم به زلف تو ماند
به گوش داری، جانا، که یادگار من است ۲
مگر تو خود کنی این لطف، ورنه می دانم
که آن جمال نه در خورد روزگار من است ۳
مرا به مستی معذور دار، ای هشیار
که این زمام نه در دست اختیار من است ۴
چو لاله غرق به خونم، چو گل گریبان چاک
زهی شکفته که امسال نوبهار من است ۵
هزار بار همی گفتم، ای دل بدخوی
که عشق بازی با نیکوان کار من است ۶
نشان خاک ستم کشته ایست در ره عشق
هر آن غبار که بر دامن نگار من است ۷
به تیغ در حق خسرو حق جفا بگذار
خدای خیر دهادش که حق گزار من است ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۱۸ - گیرم که نیست پرسش آزادگان فنت
گوهر بعدی:شماره ۳۲۰ - ز بس که گوش جهانی پر از فغان من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.