شماره ۲۰۱ - راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت

راه دراز وصل تو غیر از خطر نداشت
هر کس که پا نهاد در آن فکر سر نداشت ۱

غیرت برم به صورت آیینه کانچنان
محو رخ تو بود که چشم از تو برنداشت ۲

ما را هوای دوست به فکر جنون فکند
سودای عشق بود و علاج دگر نداشت ۳

هر چند گرد عرصهٔ گردون برآمدیم
این شهربند آینه راهی به در نداشت ۴

فیّاض آخر از تو به حرمان فرار کرد
بیچاره تاب جور ازین بیشتر نداشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
کانال گوهرین در ایتا
۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - در غضب رفتی و دل دوش از تو کامی برنداشت
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - ترکش ناز تو از غمزه دگر تیر نداشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.