هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از روزگار خوش گذشته و یاران قدیمی یاد می‌کند و درد فراق و تغییر احوال را بیان می‌کنند. شاعر از خاطرات شیرین، دوستی‌های از دست رفته و رنج‌های فعلی می‌گوید و گاهی به تسلیم در برابر تقدیر و گاهی به امیدواری اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق، غم و اندوه و تفکرات فلسفی است که درک آن‌ها برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند تسلیم در برابر تقدیر و درد فراق نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۳۲ - ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود

ای خوش آن وقتی که آن بدعهد با ما یار بود
این متاع درد را در کوی او بازار بود ۱

بوستانها کاندر او بودیم خوش با دوستان
آن همه گلها تو پنداری سراسر خار بود ۲

بارها بینم به خود آن عیش را یاد آورم
کاین همان مرغی ست یارب کاندر آن گلزار بود ۳

می که گفتم چاشنی کن نی گمان بود بد
لیک مقصودم دوای سینه افگار بود ۴

گر دلم دشمن گرفتی اینچنینش هم مسوز
کاخر ار امروز دشمن گشت، وقتی یار بود ۵

دوش بیرون ریختم خونابه دل پیش چشم
عقل را محرم نکردم کاندر آن اغیار بود ۶

دیده گر فردا مرا خصمی کند بر حق بود
زانکه مسکین بهر من بسیار شب بیدار بود ۷

تا نگویی، ساقیا، کز می چنین بی خود شدم
داروی بیهوشیم آن شکل و آن رفتار بود ۸

بیم تیغم نیست، لیکن این سر کم بخت را
دوست می دارم، که زیر پای تو بسیار بود ۹

شب همی گشتم عسس، بگرفت در کویت مرا
درد کردش دل، ز بس نالیدن من زار بود ۱۰

خسروا، دل بد مکن از نامرادیهای دهر
کاسمان را کین همه با مردم هشیار بود ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۳۱ - دوش ما بودیم و آن مهر و، شب مهتاب بود
گوهر بعدی:شماره ۶۳۳ - ای خوش آن وقتی که ما را دل به جای خویش بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.