هوش مصنوعی: این متن شعری است که به توصیف طبیعت و احساسات شاعر در برابر تغییرات فصل بهار می‌پردازد. شاعر از سبزه‌ها، آب روان، ابر گریان و هوس‌های بهاری سخن می‌گوید و احساسات خود را در قالب تصاویر شاعرانه بیان می‌کند. همچنین، اشاراتی به عشق، امید و رنج‌های روحی دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین شاعرانه و عاطفی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و احساسی نیاز به درک عمیق‌تری دارند که معمولاً در سنین بالاتر حاصل می‌شود.

شماره ۷۳۱ - سبزه ها می دمد و آب روان می آید

سبزه ها می دمد و آب روان می آید
ابر چون دیده من گریه کنان می آید ۱

از پس گشتن صحرا و لب جوی و چمن
هوسی در دل هر پیر و جوان می آید ۲

سر و بالای من از من شده، زانم ناخوش
که به گلزار بسی سرو روان می آید ۳

جان کشم پیش و جهان هم، اگرم دست دهد
اندر آن راه که آن جان جهان می اید ۴

نه همانا که من امشب بکشم تا به سحر
کای صبا، از تو مرا بوی فلان می آید ۵

اینکه آن شوخ همی آید و خلقی بیهوش
مرده را مژده رسانید که جان می آید ۶

منه، ای باد، فزون بار غبارش زین بیش
که گرانبار دل و جان کسان می آید ۷

کوه غم دارم و یک لحظه برون می ریزم
بر دل نازکش آن نیز گران می آید ۸

خسروا، دست به فتراک امید که زدی؟
تو سنی دان که نه در ضبط عنان می آید ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۷۳۰ - یارب، این شهره لشکر ز کجا می آید؟
گوهر بعدی:شماره ۷۳۲ - اینچنین تند که آن قلب شکن می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.