هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن می‌گوید و بیان می‌کند که چگونه عاشقان حاضرند جان خود را در راه عشق فدا کنند. همچنین، شاعر به مفاهیمی مانند فداکاری، عشق الهی و ارزش‌های معنوی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.

شماره ۸۲۰ - هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد

هر لحظه چشم شوخت ناز دگر فروشد
جوینده بش باید، گر بیشتر فروشد ۱

با آنکه ما نیرزیم از چشم تو نگاهی
هم می دهیم جانی، گر یک نظر فروشد ۲

پیوسته گرم بادا بازار تو که در وی
لعل تو جان ستاند، چشمم جگر فروشد ۳

بفروختند خلقی جان و جهان ز بهرت
اندر جهان کسی خود حسن اینقدر فروشد؟ ۴

سوز از جهان برآرد هر روز خنده تو
لختی نمک بگو تا روز دگر فروشد ۵

صد جان شیرین ارزد هنگام تلخ گفتن
آن تلخ پاسخی کو تا زان دگر فروشد ۶

ذکر لب و دهانت در هر دهن نگنجد
سرگشته مفلسی کو در و گهر فروشد ۷

رعنا بود نه عاشق کاندیشه دارد از جان
کز بهر سهل نقدی عیار سر فروشد ۸

دارنده سر فروشد بهر بتان و خسرو
گر چه جوی نیر زد، روی چو زر فروشد ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۹ - در شهر فتنه ای شد، می دانم از که باشد
گوهر بعدی:شماره ۸۲۱ - بر آسمان پریوش چون ماه ما برآید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.