هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلتنگی سخن میگوید و از رنجهای عاشقی مینالد. او از چشمان معشوق که مانند ساقی خونریز است و از اشکهای بیپایان خود یاد میکند. همچنین، از تسلیمپذیری دل در برابر عشق و سوگندهای بیثمر آن صحبت میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۸۶۸ - هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
هر شب دلم ز دست خیالت زبون شود
تا حال من به عاقبت کار چون شود ۱
خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی
کز دست وی قرابه می سرنگون شود ۲
باران اشک خانه چشمم خراب کرد
دستم هنوز زیر زنخدان ستون شود ۳
تا با کمال حسن چو ماهی برآمدی
هر شب به چرخ کاهش من بر فزون شود ۴
یک ره اگر چو کبک خرامی به سوی باغ
گر کبک بیندت به تگ پا برون شود ۵
دل را بسوختی و هنوز از برای تو
سوگند می خورد که به آتش درون شود ۶
یکبارگی خیال تو ما را زبون گرفت
زینگونه کس چگونه کسی را زبون شود؟ ۷
تا حال من به عاقبت کار چون شود ۱
خونریز گشت مردم چشمت چو ساقیی
کز دست وی قرابه می سرنگون شود ۲
باران اشک خانه چشمم خراب کرد
دستم هنوز زیر زنخدان ستون شود ۳
تا با کمال حسن چو ماهی برآمدی
هر شب به چرخ کاهش من بر فزون شود ۴
یک ره اگر چو کبک خرامی به سوی باغ
گر کبک بیندت به تگ پا برون شود ۵
دل را بسوختی و هنوز از برای تو
سوگند می خورد که به آتش درون شود ۶
یکبارگی خیال تو ما را زبون گرفت
زینگونه کس چگونه کسی را زبون شود؟ ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۶۷ - ناگاه پیش ازان که کسی را خبر شود
گوهر بعدی:شماره ۸۶۹ - هر روز چشم من به جمالی فرو شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.