هوش مصنوعی:
این شعر از بهار و گلستان سخن میگوید، اما شاعر از عشق و هجران مینالد و درد فراق را بیان میکند. او از مستی و عاشقی میگوید و اشارهای به سختیهای راه عشق دارد. در نهایت، شعر به دشواریهای زندگی و عشق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و فلسفی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده مانند «درد او کش در ته هر موی پیکان میرود» نیاز به درک ادبی بالاتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۹۱۴ - گل رسید و هر کسی سوی گلستان می رود
گل رسید و هر کسی سوی گلستان می رود
در چمنها هر طرف سروی خرامان می رود ۱
شد جهان زنده به بوی گل، ولی من چون زیم
کز گلم بوی کسی می آید و جان می رود ۲
عاشقان گریان و مست ما که نوشش باد می
می به کف سوی چمن در عین باران می رود ۳
کوری آن دیده محروم باز آن نازنین
بر بساط نرگس تر مست و غلتان می رود ۴
گر چمن خواهی و فردوس، اینک اینک کوی دوست
خلق آواره کجا در باغ و بستان می رود؟ ۵
وقت او خوش کش گل وصلی شکفت از روی دوست
سوی ما باری همیشه باد هجران می رود ۶
ای که سامان جویی از من، کی بود ثابت قدم؟
مست بیچاره که پای او پریشان می رود ۷
آنکه در پایش نزد خاری، کجا داند که چیست؟
درد او کش در ته هر موی پیکان می رود ۸
خسروا، بر خاک آسانی تپیدن دور نیست
هست دشوار آنکه او از دل نه آسان می رود ۹
در چمنها هر طرف سروی خرامان می رود ۱
شد جهان زنده به بوی گل، ولی من چون زیم
کز گلم بوی کسی می آید و جان می رود ۲
عاشقان گریان و مست ما که نوشش باد می
می به کف سوی چمن در عین باران می رود ۳
کوری آن دیده محروم باز آن نازنین
بر بساط نرگس تر مست و غلتان می رود ۴
گر چمن خواهی و فردوس، اینک اینک کوی دوست
خلق آواره کجا در باغ و بستان می رود؟ ۵
وقت او خوش کش گل وصلی شکفت از روی دوست
سوی ما باری همیشه باد هجران می رود ۶
ای که سامان جویی از من، کی بود ثابت قدم؟
مست بیچاره که پای او پریشان می رود ۷
آنکه در پایش نزد خاری، کجا داند که چیست؟
درد او کش در ته هر موی پیکان می رود ۸
خسروا، بر خاک آسانی تپیدن دور نیست
هست دشوار آنکه او از دل نه آسان می رود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۹۱۳ - فغان که جان من از عاشقی به جان آمد
گوهر بعدی:شماره ۹۱۵ - دل مرا چو ز روی تو یاد می آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.