هوش مصنوعی:
شاعر از فراق و نرسیدن به وصال شکایت میکند و از لطف و رحمت الهی درخواست باران سعادت مینماید. او امید خود را تنها به خداوند بسته و از خسرو (معشوق یا پادشاه) میخواهد که به او نظر کند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۰۷۶ - ای بر دلم از فراق صدبار
ای بر دلم از فراق صدبار
ناگشته به وصل شاد یک بار ۱
در بارگه وصال خویشم
از لطف نمی دهی دمی بار ۲
شب تیره و بار و خر شده لنگ
ترسم نرسد به منزل این بار ۳
بلبل به هوای بوستان سوخت
وین خار نمی دهد گلی بار ۴
باران سعادت الهی
از بهر عطا به خسروت بار ۵
امید به کس ندارم، الا
بر رحمت و لطف ایزد بار ۶
خسرو که ز فرقت تو سوزد
روزی نظری به سوی او دار ۷
ناگشته به وصل شاد یک بار ۱
در بارگه وصال خویشم
از لطف نمی دهی دمی بار ۲
شب تیره و بار و خر شده لنگ
ترسم نرسد به منزل این بار ۳
بلبل به هوای بوستان سوخت
وین خار نمی دهد گلی بار ۴
باران سعادت الهی
از بهر عطا به خسروت بار ۵
امید به کس ندارم، الا
بر رحمت و لطف ایزد بار ۶
خسرو که ز فرقت تو سوزد
روزی نظری به سوی او دار ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۰۷۵ - ای لعل لبت چو بر شکر شیر
گوهر بعدی:شماره ۱۰۷۷ - ای شمع، رخ تو مطلع نور
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.