هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوع عشق و فداکاری در راه معشوق میپردازد. شاعر از سوزش دل، فداکاری مانند پروانه دور شمع، و عشق بیقید و شرط سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به داستانهای عرفانی مانند یوسف و یعقوب دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات مانند خون و سوزش ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۱۶۱ - آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
آیتی از رحمت آمد، گر چه سر تا پا تنش
هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش ۱
سوخت جان و شعله ای نامد برون در پیش او
زانکه ترسم دل بسوزد ناگه از سوز منش ۲
شمع را سوزد دل پروانه چون روشن نبود
سوخت خود را و آتش خود کرد پیدا روشنش ۳
بازویم طوق سگان کوی او بوده بسی
حیف باشد کاین سفال آویزم اندر گردنش ۴
وه که دامانش چرا گیرد ز خون چون منی؟
من که نپسندم سرشک خون خود پیرامنش ۵
دل که با دامان یوسف چشم یعقوبی نداشت
آن به خون خود، دروغی نیست بر پیراهنش ۶
خاک می سازد تن خود خسرو اندر راه دوست
تا شود گردی و بنشیند به روی دامنش ۷
هم دعایی می دهم از سوز دل پیرامنش ۱
سوخت جان و شعله ای نامد برون در پیش او
زانکه ترسم دل بسوزد ناگه از سوز منش ۲
شمع را سوزد دل پروانه چون روشن نبود
سوخت خود را و آتش خود کرد پیدا روشنش ۳
بازویم طوق سگان کوی او بوده بسی
حیف باشد کاین سفال آویزم اندر گردنش ۴
وه که دامانش چرا گیرد ز خون چون منی؟
من که نپسندم سرشک خون خود پیرامنش ۵
دل که با دامان یوسف چشم یعقوبی نداشت
آن به خون خود، دروغی نیست بر پیراهنش ۶
خاک می سازد تن خود خسرو اندر راه دوست
تا شود گردی و بنشیند به روی دامنش ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۴۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱۶۰ - خوش رفیقی او که گه گه در نظر می آیدش
گوهر بعدی:شماره ۱۱۶۲ - شد دل من خون ز داغ هجر او یارب کیش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.