هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عاشقانه، از عشق و فداکاری سخن میگوید. او آماده است تا جان خود را فدا کند، دردها را تحمل نماید و حتی آسمان و ماه را به خاطر معشوق به چالش بکشد. این شعر پر از تصاویر شاعرانه و استعارههای عاشقانه است.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه عمیق و استعارههای پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی تصاویر مانند فداکاری جان و اشاره به درد و رنج ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۱۳۳۵ - عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
عزم آن دارم که از دل نقد جان بیرون کنم
آرمت در پیش و خود را از میان بیرون کنم ۱
قامتم از غم دو تا کردی، ز آه من بترس
کاسمان دوزد خدنگی کز کمان بیرون کنم ۲
گر چه در خون منی، گر تیر بر جانم زنی
تیر تو بیرون نیارم کرد، جان بیرون کنم ۳
سرو من یک ره به گلزار آی تا در پیش تو
سرو اگر چه نارون باشد، روان بیرون کنم ۴
نرگس بیمار تو رنج خود ار بر من نهد
تندرستی را به شمشیر از جهان بیرون کنم ۵
دوش می گفتی و چشمم در خیالت در نبست
گر چنین باشد، مگر از خانه شان بیرون کنم ۶
گر نه در پیش تو ماه و آسمان گردن نهد
ماه را گردن نگیرم، زاسمان بیرون کنم ۷
مهر تو گر نیست خسرو را به مغز استخوان
مغز او از نوک غمزه ات زاستخوان بیرون کنم ۸
آرمت در پیش و خود را از میان بیرون کنم ۱
قامتم از غم دو تا کردی، ز آه من بترس
کاسمان دوزد خدنگی کز کمان بیرون کنم ۲
گر چه در خون منی، گر تیر بر جانم زنی
تیر تو بیرون نیارم کرد، جان بیرون کنم ۳
سرو من یک ره به گلزار آی تا در پیش تو
سرو اگر چه نارون باشد، روان بیرون کنم ۴
نرگس بیمار تو رنج خود ار بر من نهد
تندرستی را به شمشیر از جهان بیرون کنم ۵
دوش می گفتی و چشمم در خیالت در نبست
گر چنین باشد، مگر از خانه شان بیرون کنم ۶
گر نه در پیش تو ماه و آسمان گردن نهد
ماه را گردن نگیرم، زاسمان بیرون کنم ۷
مهر تو گر نیست خسرو را به مغز استخوان
مغز او از نوک غمزه ات زاستخوان بیرون کنم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۵۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۳۴ - سایه وارم هر شب از سودای زلفت، چون کنم؟
گوهر بعدی:شماره ۱۳۳۶ - یک سخن گر زان لب شکرفشان بیرون کشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.