هوش مصنوعی: این شعر از تجدید عهد و مهر، یادآوری دردهای قدیمی، و نو کردن خاطرات عشق و رنج سخن می‌گوید. شاعر از باده‌نوشی، گفت‌وگوی عاشقانه، و زنده کردن خاطرات گذشته صحبت می‌کند و در پایان به امید تجدید حیات و پاکسازی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به باده‌نوشی و مستی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۱۳۵۰ - عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیم

عهدها را گه آن شد که ز سر تازه کنیم
مهرها را به دل خسته اثر تازه کنیم ۱

غزل سوخته خواهیم از آن مطرب مست
داغ دیرینه خود باز ز سر تازه کنیم ۲

جگر سوخته را ریش کهن بگشاییم
دردها را به همه شهر خبر تازه کنیم ۳

دوست را درد دل خود به فغان یاد دهیم
باغ را ناله مرغان سحر تازه کنیم ۴

باده نوشیم بران روی و پیاله هر دم
گر به نیمی رسد از خون جگر تازه کنیم ۵

مست و لایعقل با دوست به بازار شویم
قصه عشق به هر کوچه و در تازه کنیم ۶

چون خورده باده، لبش پاک کنیم از دامن
وز سر آلودگی دامن تر تازه کنیم ۷

امشب آن است که افسانه هجران گوییم
ور ترا خواب برد، بار دگر تازه کنیم ۸

زنده داریم از این پس شب، اگر عمر شود
پس دعای شه جمشید گهر تازه کنیم ۹

زلف آشفته از آن روی به یک سوی نهیم
جان آزرده خسرو به نظر تازه کنیم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۴۹ - وقت آنست که ما رو به خرابان نهیم
گوهر بعدی:شماره ۱۳۵۱ - ما به کوی تو سگانیم و به راه تو خسیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.