خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که به انتقاد از رفتارهای ناپسند و غیرانسانی میپردازد. شاعر از بیعدالتی، خودخواهی، و دوری از ارزشهای انسانی شکایت میکند و به خواننده هشدار میدهد که به جای追逐 مال و مقام، به فکر معنویت و انسانیت باشد. همچنین، اشارهای به گذرا بودن زندگی و عواقب اعمال بد دارد.
محتوا شامل مفاهیم انتقادی و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند مرگ و عواقب اعمال بد نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۸۷۱ - نامردم است، هر که درو نیست مردمی
نامردم است، هر که درو نیست مردمی
عودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی ۱
مردم نه ای، چه نفس بد اندر نهاد تست
دیوی که جای کرده در اندام آدمی ۲
وه این چه کوری است که در چارراه شرع
با صد هزار رهبر بیننده ره گمی ۳
عمر روان چو آب و تو معمار قصر خاک
چو آب چشمه هست، چرا در تیممی؟ ۴
شرمی که بهر مال شوی بنده خزان
چون بنده خدایی و فرزند آدمی ۵
چون بد کنی، بدیت بگویند، از آن مرنج
کان هم خودی که در حق خود در تکلمی ۶
از برگ ریز یاد کن و دل منه به باغ
ای بلبلی که بر سر گل در ترنمی ۷
امروز باژگونه مزن نعل اسپ خویش
فردا چو زیر خاک لگدکوب هر سمی ۸
از تست بی نمازی خسرو، دلا که تو
مردار اوفتاده به چه بلکه در خمی ۹
عودی که بوش نیست، بسوزش به هیزمی ۱
مردم نه ای، چه نفس بد اندر نهاد تست
دیوی که جای کرده در اندام آدمی ۲
وه این چه کوری است که در چارراه شرع
با صد هزار رهبر بیننده ره گمی ۳
عمر روان چو آب و تو معمار قصر خاک
چو آب چشمه هست، چرا در تیممی؟ ۴
شرمی که بهر مال شوی بنده خزان
چون بنده خدایی و فرزند آدمی ۵
چون بد کنی، بدیت بگویند، از آن مرنج
کان هم خودی که در حق خود در تکلمی ۶
از برگ ریز یاد کن و دل منه به باغ
ای بلبلی که بر سر گل در ترنمی ۷
امروز باژگونه مزن نعل اسپ خویش
فردا چو زیر خاک لگدکوب هر سمی ۸
از تست بی نمازی خسرو، دلا که تو
مردار اوفتاده به چه بلکه در خمی ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۷۰ - ای باد باز بر سر کوی که می روی؟
گوهر بعدی:شماره ۱۸۷۲ - به بت نمای مرا ره، اگر به دین نتوانی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.