هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از یادآوری شب‌های خوشی که با معشوق گذرانده و دردهای ناشی از فراق او سخن می‌گوید. او از احساس محرومیت، داغ دل، و آرزوی بازگشت معشوق می‌نویسد و به تلخی‌های عشق اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غم‌انگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، برخی از اشارات عاشقانه و دردهای روحی نیاز به بلوغ فکری برای درک کامل دارد.

شماره ۱۹۷۵ - خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی

خوش آن شبها که آن جان جهان مهمان من بودی
جراحتها که او کردی لبش درمان من بودی ۱

گدایی می کنم ار وقت خوش را از در دلها
گه آن گنج روان در خانه ویران من بودی ۲

نمی گردد فراموش از دلم پای نگارینش
که جایی گه گهی بر دیده گریان من بودی ۳

به بخت من که آن شب گرد خودکامم به یاد آمد
وگرنه تا چها بار از غمش بر جان من بودی ۴

من محروم را چندین نم از چشمی نبودی هم
اگر زان کوی مشتی خاک در دامان من بودی ۵

هزاران داغ غم جان را شود زین حیرتم در دل
که کاش آن داغ اسپش بر دل بریان من بودی ۶

نسیما، گر به ره آید مرا، وه کز کجا جستی؟
که این بو از تو می آید، بر آن مهمان من بودی ۷

مرا گویند بر جادار دل کایام عیش است این
گذشت آن کین دل دیواز در فرمان من بودی ۸

ملامت می کند نادان، سخن برنآمدی از وی
اگر یک روزه بر جانش غم جانان من بودی ۹

دل رفته نیاید باز، ره تا کی توان رفتن؟
رها کن، خسروا، باز آمدی گر ز آن من بودی ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۸۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۷۴ - گذشت آن کین دل زارم شکیبا بود یک چندی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۷۶ - نبود یار من آن را که یار داشتمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.