هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه است که در آن شاعر از عشق و دوستدار خود سخن می‌گوید. او از نبود نور و رنگ در زندگی بدون معشوق شکایت می‌کند و عشق را به عنوان تنها راه نجات و هدایت توصیف می‌کند. شاعر همچنین از غم و شادی‌های عشق و زندگی در کنار معشوق می‌گوید.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

شماره ۹۲ - ماه دو هفته را نبود نور روی دوست

ماه دو هفته را نبود نور روی دوست
باغ شکفته را نبود رنگ و بوی دوست ۱

با حاجیان شهر نشینیم و کرده ایم
کعبه ز کوی دلبر و قبله ز روی دوست ۲

هرکو ز خود نرست نیفتد بدام یار
هر کو ز خود نرفت نیاید بکوی دوست ۳

یارب تو روی دوست بدین عاشقان نما
کین جمع مانده اند پریشان چو موی دوست ۴

بر یاد روی دوست دل خود همی کنند
خرم چو روی دلبر و خوش همچو خوی دوست ۵

گر پیش دل چراغ ز خورشید و مه کنی
بی شمع عشق ره نبرد دل بسوی دوست ۶

کس را بغیر او بسوی او دلیل نیست
هان تا بعقل خود نکنی جست و جوی دوست ۷

باشد غزل ترا نه مگر وصف حسن یار
باشد سخن فسانه مگر گفت و گوی دوست ۸

بر روی روزگار چو چیزی نیافتم
تا بشکنم بدیدن آن آرزوی دوست ۹

منزل بباغ کردم و ایام خویش را
با سرو و گل همی گذرانم ببوی دوست ۱۰

با روزگار سیف غمش کرد آنچه کرد
شادی بروزگار گدایان کوی دوست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۹۱ - آفتاب حسن را برج شرف شد روی دوست
گوهر بعدی:شماره ۹۳ - عاشقانرا می دهد دایم نشان از روی دوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.