هوش مصنوعی: این متن به توصیف قومی می‌پردازد که با فقر مادی اما غنای معنوی، جان خود را به عشق حضرت جانان تقدیم می‌کنند. آنها با وجود نداری، به‌لطف همت و عشق، توانگرند و هدایای معنوی به پیشگاه معشوق می‌برند. شعر به مفاهیمی مانند عشق، فقر معنوی و مادی، ایثار و سلوک عرفانی اشاره دارد.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۲۱۲ - قومی که جان بحضرت جانان همی برند

قومی که جان بحضرت جانان همی برند
شور آب سوی چشمه حیوان همی برند ۱

بی سیم و زر گدا و بهمت توانگرند
این مفلسان که تحفه بدو جان همی برند ۲

جان بر طبق نهاده بدست نیاز دل
پای ملخ بنزد سلیمان همی برند ۳

آن دوست را بجان کسی احتیاج نیست
خرما ببصره زیره بکرمان همی برند ۴

تمثال کارخانه مانی نقش بند
سوی نگارخانه رضوان همی برند ۵

اندر قمارخانه این قوم پاک باز
دلق گدا و افسر سلطان همی برند ۶

این راه را که ترک سراست اولین قدم
از سر گرفته اند و بپایان همی برند ۷

میدان وصل او ز پی عاشقان اوست
وین گوی دولتیست که ایشان همی برند ۸

بیچارگان چو هیچ ندارند نزد دوست
آنچه ز دوست یافته اند آن همی برند ۹

گر گوهرست جان تو ای سیف زینهار
آنجا مبر که گوهر از آن کان همی برند ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۱۱ - دلبر من که همه مهر جمالش دارند
گوهر بعدی:شماره ۲۱۳ - عاشقان روی یار از وصل و هجران فارغند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.