هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از سیف فرغانی، به بیان درد و سوز عشق و دلبستگی به معشوق میپردازد. شاعر از حیرت و سردرگمی دل در فراق یار میگوید و عشق را به عنوان نیرویی توصیف میکند که تمام وجودش را فرا گرفته است. او از ناپایداری دنیا و بیقراری دل در غم عشق سخن میگوید و در نهایت، عشق را به عنوان حقیقتی والا در دل عارفان معرفی میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مضامین عرفانی و عاشقانه عمیق است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۴۹ - ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل
ای ز زلفت حلقه یی بر پای دل
گر درین حلقه نباشد وای دل ۱
هرکرا سودای تو در سر بود
در دو کونش می نگنجد پای دل ۲
غرقه گرداب حیرت از تو شد
کشتی اندیشه در دریای دل ۳
آن سعادت کو که بتوانیم گفت
با تو ای شادی جان غمهای دل ۴
نه دلم را در غمت پروای من
نه مرا در عشق تو پروای دل ۵
رفته همچون آب در اجزای خاک
آتش عشق تو در اجزای دل ۶
چون غمت را غیر دل جایی نبود
هست دل جای غم و غم جای دل ۷
هر دو عالم چیست نزد عارفان
ذره یی گم گشته در صحرای دل ۸
سیف فرغانی چو حلقه بسته دار
جان خود پیوسته بر درهای دل ۹
گر درین حلقه نباشد وای دل ۱
هرکرا سودای تو در سر بود
در دو کونش می نگنجد پای دل ۲
غرقه گرداب حیرت از تو شد
کشتی اندیشه در دریای دل ۳
آن سعادت کو که بتوانیم گفت
با تو ای شادی جان غمهای دل ۴
نه دلم را در غمت پروای من
نه مرا در عشق تو پروای دل ۵
رفته همچون آب در اجزای خاک
آتش عشق تو در اجزای دل ۶
چون غمت را غیر دل جایی نبود
هست دل جای غم و غم جای دل ۷
هر دو عالم چیست نزد عارفان
ذره یی گم گشته در صحرای دل ۸
سیف فرغانی چو حلقه بسته دار
جان خود پیوسته بر درهای دل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۹۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - ای آنکه عشق تو دل جانست وجان دل
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - تنی داری بسان خرمن گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.