هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق و وصف زیباییهای اوست. شاعر از عشق به عنوان نعمتی بزرگ یاد میکند که هم شیرین و هم تلخ است. او خود را خاک پای معشوق میداند و از فقر در راه عشق با افتخار سخن میگوید. همچنین، اشارههایی به مفاهیم عرفانی مانند سلوک و فنا در راه عشق دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۳۷۰ - باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم
باز بر لوح ضمیر از وصف روی دلبرم
نقش معنی می نگارد خاطر صورت گرم ۱
ای بگرد کوی تو جان همچو حاجی در طواف
در پناه عشق تو دل همچو کعبه در حرم ۲
گر ببالای تو ای عالی بتورایات حسن
یک علم باشد مرا عالم بگیرد لشکرم ۳
ور چو عشاق تو کندر ره ز سر سازند پای
یک قدم باشد مرا از هر دو عالم بگذرم ۴
عشق را می نوشم و غم می خورم، پاینده باد
بر من این نعمت که هم می نوشم و هم می خورم ۵
زآب چشمم می بروید تخم انده در دلم
زآتش دل می بجوشد دیگ سودا در سرم ۶
گر توانگر نیستم در ملک تو در کوی تو
از گدایی آنچنان شادم که درویش از درم ۷
خاک کویت گشتم ار آبیم باشد بر درت
پادشاهان چون گدایان نان بخواهند از درم ۸
هرچه هستم از همه عالم مرا نسبت بتست
گر بخواری همچو خاکم ور بعزت چون زرم ۹
روی خوب تو که تابانست از وی نور حسن
داد پیغام و مرا ارشاد فرمود از کرم ۱۰
سیف فرغانی اگر دیدار خواهی برگشا
چشم معنی تا ببینی صورت جان پرورم ۱۱
نقش معنی می نگارد خاطر صورت گرم ۱
ای بگرد کوی تو جان همچو حاجی در طواف
در پناه عشق تو دل همچو کعبه در حرم ۲
گر ببالای تو ای عالی بتورایات حسن
یک علم باشد مرا عالم بگیرد لشکرم ۳
ور چو عشاق تو کندر ره ز سر سازند پای
یک قدم باشد مرا از هر دو عالم بگذرم ۴
عشق را می نوشم و غم می خورم، پاینده باد
بر من این نعمت که هم می نوشم و هم می خورم ۵
زآب چشمم می بروید تخم انده در دلم
زآتش دل می بجوشد دیگ سودا در سرم ۶
گر توانگر نیستم در ملک تو در کوی تو
از گدایی آنچنان شادم که درویش از درم ۷
خاک کویت گشتم ار آبیم باشد بر درت
پادشاهان چون گدایان نان بخواهند از درم ۸
هرچه هستم از همه عالم مرا نسبت بتست
گر بخواری همچو خاکم ور بعزت چون زرم ۹
روی خوب تو که تابانست از وی نور حسن
داد پیغام و مرا ارشاد فرمود از کرم ۱۰
سیف فرغانی اگر دیدار خواهی برگشا
چشم معنی تا ببینی صورت جان پرورم ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۹ - عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم
گوهر بعدی:شماره ۳۷۱ - بیک نظر دل خلقی همی برد یارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.