هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، بیانگر عشق و شوریدگی شاعر به معشوق است. او از زیبایی و جذابیت معشوق سخن میگوید و از درد فراق و نالههای عاشقانه مینالد. شاعر از مستی و شیفتگی خود میگوید و آرزوی وصال معشوق را دارد.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر وجود دارد که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
شماره ۴۲۲ - ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
ای کوی تو ز رویت بازار گل فروشان
ما بلبلان مستیم از بهر گل خروشان ۱
بازار حسن داری دکان درو ملاحت
وآن دو عقیق شیرین در وی شکرفروشان ۲
خون جگر نظر کن سودا پزان خود را
با گوشت پاره دل در دیگ سینه جوشان ۳
خواهی که گرد کویت دیوانه سر نگردم
چون رو بمن نمودی دیگر ز من مپوشان ۴
هرشب ز بار عشقت در گوشهای خلوت
گردون فغان برآرد از ناله خموشان ۵
با محنتی که دارند از آشنایی تو
بیگانگان شنودند آواز گفت و گوشان ۶
از جام وصلت ای جان هرگز بود که ما را
مجلس بهم برآید ز افغان باده نوشان ۷
چون سیف بر در تو بی کار مزد یابد
محروم نبود آن کو در کار بود کوشان ۸
تا کی کند چو گاوان در ما زبان درازی
کوته نظر که دارد طبع درازگوشان ۹
ما بلبلان مستیم از بهر گل خروشان ۱
بازار حسن داری دکان درو ملاحت
وآن دو عقیق شیرین در وی شکرفروشان ۲
خون جگر نظر کن سودا پزان خود را
با گوشت پاره دل در دیگ سینه جوشان ۳
خواهی که گرد کویت دیوانه سر نگردم
چون رو بمن نمودی دیگر ز من مپوشان ۴
هرشب ز بار عشقت در گوشهای خلوت
گردون فغان برآرد از ناله خموشان ۵
با محنتی که دارند از آشنایی تو
بیگانگان شنودند آواز گفت و گوشان ۶
از جام وصلت ای جان هرگز بود که ما را
مجلس بهم برآید ز افغان باده نوشان ۷
چون سیف بر در تو بی کار مزد یابد
محروم نبود آن کو در کار بود کوشان ۸
تا کی کند چو گاوان در ما زبان درازی
کوته نظر که دارد طبع درازگوشان ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۳۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۲۱ - از لطف وحسن یارم در جمع گل عذاران
گوهر بعدی:شماره ۴۲۳ - خوبان رعیت اند وتویی پادشاهشان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.