هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از مسعود سعد سلمان، بیانگر دردها و آرزوهای شاعر است. او از معشوق خود میخواهد که مانند شراب لعل، راحتبخش جانش باشد، مانند باران بر دل خشکیدهاش ببارد، و در زندان زندگی همراه و همدلش باشد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا مانند جام بلور، شمع، و آفتاب، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۱۲ - ای می لعل راحت جان باش
ای می لعل راحت جان باش
طبع آزاده را به فرمان باش ۱
روزگار بخست مرهم شو
دردمندم ز چرخ درمان باش ۲
بی تو بیجان تنی است جام بلور
تن پاکیزه جام را جان باش ۳
دلم از قحط مهر خشک شده است
بر دلم سودمند باران باش ۴
گر تو زندان کشیده ای چون من
مر مرا یار بند و زندان باش ۵
اختر شب شد آشکار به تو
کس نگوید تو را که پنهان باش ۶
نامه ای می نویسم از شادی
بر سر آن نبشته عنوان باش ۷
بچه آفتاب تابانی
نایب آفتاب تابان باش ۸
شمع اگر نیست تو چون روشن شمع
پیش مسعود سعد سلمان باش ۹
طبع آزاده را به فرمان باش ۱
روزگار بخست مرهم شو
دردمندم ز چرخ درمان باش ۲
بی تو بیجان تنی است جام بلور
تن پاکیزه جام را جان باش ۳
دلم از قحط مهر خشک شده است
بر دلم سودمند باران باش ۴
گر تو زندان کشیده ای چون من
مر مرا یار بند و زندان باش ۵
اختر شب شد آشکار به تو
کس نگوید تو را که پنهان باش ۶
نامه ای می نویسم از شادی
بر سر آن نبشته عنوان باش ۷
بچه آفتاب تابانی
نایب آفتاب تابان باش ۸
شمع اگر نیست تو چون روشن شمع
پیش مسعود سعد سلمان باش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۱ - آمد آهسته با کرشمه و ناز
گوهر بعدی:شماره ۱۳ - در بزم پادشا نگر این کاروبار گل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.