هوش مصنوعی:
این متن عاشقانه و عرفانی به توصیف احساسات شاعر نسبت به معشوق و ارتباط عاشقانه و روحانی با او میپردازد. شاعر از زلف معشوق، دل شکسته، غم، و نیاز به لطف او سخن میگوید و در نهایت به امید و خدمت به معشوق اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۹۱ - چو زلف دوست بباید شبی سیاه و دراز
چو زلف دوست بباید شبی سیاه و دراز
که با خیال رخت در درون پرده ی راز ۱
دل شکسته ی آشفته ی پریشان حال
تطاول سر زلفت به شرح گوید باز ۲
فرو گرفت غم دل فضای سینه ی من
کجاست ساقی گلرخ شراب غم پرداز ۳
به عشوه عربده با روزگار نتوان کرد
که دهر عشوه فرو شست وچرخ عربده ساز ۴
اگر چه درگه یار از نیاز مستغنی است
تو بر مدار سر از خاک آستان نیاز ۵
عجب نباشد اگر عاقبت شود محمود
کسی که خدمت شایسته کرد همچو ایاز ۶
زفیض دوست چو در هر سری تمناییست
امید ابن حسام است و لطف بنده نواز ۷
که با خیال رخت در درون پرده ی راز ۱
دل شکسته ی آشفته ی پریشان حال
تطاول سر زلفت به شرح گوید باز ۲
فرو گرفت غم دل فضای سینه ی من
کجاست ساقی گلرخ شراب غم پرداز ۳
به عشوه عربده با روزگار نتوان کرد
که دهر عشوه فرو شست وچرخ عربده ساز ۴
اگر چه درگه یار از نیاز مستغنی است
تو بر مدار سر از خاک آستان نیاز ۵
عجب نباشد اگر عاقبت شود محمود
کسی که خدمت شایسته کرد همچو ایاز ۶
زفیض دوست چو در هر سری تمناییست
امید ابن حسام است و لطف بنده نواز ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۴۸۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۹۰ - آتش مهرتو در سینه نهان است هنوز
گوهر بعدی:غزل ۹۲ - شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.