هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق است که با وجود احساس بیقدری در مقابل او، از عشق و محبتش سیراب میشود. شاعر از لذتهای معنوی و روحانی که از معشوق میگیرد سخن میگوید و خود را در برابر عظمت او ناتوان میبیند. همچنین، اشارهای به جنبههای عرفانی و معنوی مانند کعبه و خرابات دارد که نشاندهندهی تلفیق عشق زمینی و عرفانی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و مفاهیم به دانش ادبی و شناخت از ادبیات عرفانی نیاز دارد.
غزل ۱۵۹ - نگار من که میان بسته ام به خدمت او
نگار من که میان بسته ام به خدمت او
هزار شکر که مستظهرم بهمَّت او ۱
اگر چه در قدمش همچو سایه بی قدرم
ز فرق ما مرواد آفتاب دولت او ۲
لبش به دور ازل جرعه ای به ما بخشد
نمی رود ز مذاقم هنوز لذت او ۳
اگر چه در لبش آب حیات موجود است
بسوخت سینه من زآتش محبت او ۴
بدین قدم نتوانم که راه او پویم
بدین زبان نتوانم شمرد نعمت او ۵
کدام سر که توانم فکند در پایش
کدام دیده که بینا شود به طلعت او ۶
حواله گر بسوی کعبه گر خرابات ست
تو دم مزن که برون نیست از مشیَّت او ۷
مراد گوشه نشینان نعیم حور و قصور
مراد ما همه او هرکسی و نیّت او ۸
ز یمن موکبش ابن حسام زنده شود
گر اتّفاق گذر افتدش بتربت او ۹
هزار شکر که مستظهرم بهمَّت او ۱
اگر چه در قدمش همچو سایه بی قدرم
ز فرق ما مرواد آفتاب دولت او ۲
لبش به دور ازل جرعه ای به ما بخشد
نمی رود ز مذاقم هنوز لذت او ۳
اگر چه در لبش آب حیات موجود است
بسوخت سینه من زآتش محبت او ۴
بدین قدم نتوانم که راه او پویم
بدین زبان نتوانم شمرد نعمت او ۵
کدام سر که توانم فکند در پایش
کدام دیده که بینا شود به طلعت او ۶
حواله گر بسوی کعبه گر خرابات ست
تو دم مزن که برون نیست از مشیَّت او ۷
مراد گوشه نشینان نعیم حور و قصور
مراد ما همه او هرکسی و نیّت او ۸
ز یمن موکبش ابن حسام زنده شود
گر اتّفاق گذر افتدش بتربت او ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۴۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۸ - چون بلا نیست بی مشیَّت او
گوهر بعدی:غزل ۱۶۰ - بلبل از شاخ گل زند هوهو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.