هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و اشتیاق خود به معشوق سخن می‌گوید و از ترس رقیب و نگاه دیگران، ابراز احساساتش را محدود می‌کند. او آرزوی وصال معشوق را دارد و می‌خواهد بدون ترس به او نگاه کند. شاعر از دل‌باختگی و جنون عشق خود می‌گوید و تمایل دارد تمام وجودش را فدای معشوق کند.
رده سنی: 16+ متن حاوی مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر شعری مانند «کبابی سازم و پیش سگ کوی تو اندازم» ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.

غزل ۲۴۳ - پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم

پس از عمری، که خود را بر سر کوی تو اندازم
ز بیم غیر، نتوانم نظر سوی تو اندازم ۱

پس از چندی که ناگه دولت وصل اتفاق افتد
چه باشد گر توانم دیده بر روی تو اندازم؟ ۲

نبینم ماه نو را در خم طاق فلک هرگز
اگر روزی نظر بر طاق ابروی تو اندازم ۳

تو می آیی و من از شوق می‌خواهم که هر ساعت
سر خود را به پای سرو دلجوی تو اندازم ۴

رقیب سنگدل زین سان که جا کرده به پهلویت
من بی‌دل چسان خود را به پهلوی تو اندازم؟ ۵

دلی کز دست من شد، آه! اگر روزی به دست آید
کبابی سازم و پیش سگ کوی تو اندازم ۶

هلالی را دل دیوانه در قید جنون اولی
اجازت ده که بازش در خم موی تو اندازم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۱
این گوهر را بشنوید

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۲ - بخاک من گذری کن، چو در وفای تو میرم
گوهر بعدی:غزل ۲۴۴ - مگو افسانه مجنون، چو من در انجمن باشم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.