هوش مصنوعی:
این شعر از تغییر احوالات و ناپایداری دنیا سخن میگوید. شاعر از لطف و مهربانی گذشته یاد میکند و از جور و کین حال حاضر شکایت دارد. او از غمهای عاشقانه میگوید و آرزو میکند که این غمها نصیب دل اندوهگینش شود. همچنین، شاعر به ناز و نیاز عاشق و معشوق اشاره میکند و از تأثیر اشکهایش بر زمین سخن میگوید. در پایان، او از احترام و تقدیری میگوید که عقل و دین در برابر معشوق نشان میدهند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳۶۸ - زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه
زین پیش لطف بود و کنون جور و کین همه
اول چه بود آن همه؟ آخر چه این همه؟
خوبان، ز اهل درد شما را چه آگهی؟
ایشان نیازمند و شما نازنین همه
غمهای دوست، اندک و بسیار هر چه هست
بادا نصیب این دل اندوهگین همه!
ای دیده، از غبار رهش توتیا مجوی
کز گریه تو گل شده روی زمین همه
گر ناگهان به سوی هلالی قدم نهی
سازد نثار مقدم تو عقل و دین همه
اول چه بود آن همه؟ آخر چه این همه؟
خوبان، ز اهل درد شما را چه آگهی؟
ایشان نیازمند و شما نازنین همه
غمهای دوست، اندک و بسیار هر چه هست
بادا نصیب این دل اندوهگین همه!
ای دیده، از غبار رهش توتیا مجوی
کز گریه تو گل شده روی زمین همه
گر ناگهان به سوی هلالی قدم نهی
سازد نثار مقدم تو عقل و دین همه
۳۸۶
این گوهر را بشنوید
خوانش
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۶۷ - تا چند بهر کشتن ما جور و کین همه؟
گوهر بعدی:غزل ۳۶۹ - با تو هر ساعت مرا عرض نیازست این همه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.