هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دوری یار و تنهایی خود میگوید و بیان میکند که چگونه این دوری بر او سخت گذشته است. او از نبود اعتماد در میان دوستان شکایت دارد و آرزوی دیدار یار را دارد. همچنین، شاعر تأکید میکند که دل و هوشش با یار است و نمیتواند از او جدا شود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۴۴ - مگر صبا برساند سلام یارو را
مگر صبا برساند سلام یارو را
وگرنه با که بگویم حکایت او را ۱
چو اعتماد نمانده ست جهل باشد اگر
محل راز کنم دوستان بد گو را ۲
نه یار با من و نه دل چگونه بی دل و یار
توان برید به تکلیف راه اردو را ۳
بیا شبی و در آغوش و در کنارم گیر
که بیش طاقت ازین نیست بی تو سعدو را ۴
کسی که جان و دل و هوش ما با اوست
چگونه باز توانیم کرد ازو خو را ۵
به جان تو که نزاری دگر به دیده و دل
نه زشت را متقبل شود نه نیکو را ۶
وگرنه با که بگویم حکایت او را ۱
چو اعتماد نمانده ست جهل باشد اگر
محل راز کنم دوستان بد گو را ۲
نه یار با من و نه دل چگونه بی دل و یار
توان برید به تکلیف راه اردو را ۳
بیا شبی و در آغوش و در کنارم گیر
که بیش طاقت ازین نیست بی تو سعدو را ۴
کسی که جان و دل و هوش ما با اوست
چگونه باز توانیم کرد ازو خو را ۵
به جان تو که نزاری دگر به دیده و دل
نه زشت را متقبل شود نه نیکو را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۴۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - به زیر طاق دو ابرو ساحرند او را
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - وقتی ز ما یاد آمدی هر هفته یی آن ماه را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.