هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه است که درد و رنج عشق، ملامتهای دیگران و عمق احساسات شاعر را بیان میکند. شاعر از عشق شدید، طوفان ملامتها و ناتوانی در فرار از این احساسات میگوید و اشاره میکند که عشق او را از خودش خارج کرده است.
رده سنی:
16+
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و روانشناختی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین ممکن است برخی از مضامین مانند ملامت و رنج عشق برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۴۳ - آه مِن حُبّکَ مِن حُبّکَ آه این چه قضاست
آه مِن حُبّکَ مِن حُبّکَ آه این چه قضاست
بَلَغ السیل چه تدبیر کنم این چه بلاست ۱
آتش عشق به هر بیشه که در میافتد
پیش او سنگ و گیا هر دو روان است و رواست ۲
گرد بر دامن هر سوخته کز عشق نشست
رستخیز آمد و طوفان ملامت برخاست ۳
غم مستغرق دریا نخورد بر ساحل
از کسی پرس که هم بستر خوابش دریاست ۴
کس نداند که مرا با تو چه کار افتاده ست
گر بداند نکند عیب وگر کرد سزاست ۵
لا محال از عقب عشق ملامت خیزد
از ملامت نگریزیم که خود شیوه ماست ۶
به ملامت گر و تشنیع زن و عیب نمای
خاک بر فرقم اگر یک سر مویم پرواست ۷
گر مرا عشق ز خلقیّت خود برهاند
چه بماند همه معشوق که در عین بقاست ۸
چو حجاب است هم از پیش مگر برخیزد
بیش از این هیچ ندارم ز نزاری درخواست ۹
راز خاصان نتوان کرد چنین فاش خموش
زان که در حوصله عام نمی گنجد راست ۱۰
بَلَغ السیل چه تدبیر کنم این چه بلاست ۱
آتش عشق به هر بیشه که در میافتد
پیش او سنگ و گیا هر دو روان است و رواست ۲
گرد بر دامن هر سوخته کز عشق نشست
رستخیز آمد و طوفان ملامت برخاست ۳
غم مستغرق دریا نخورد بر ساحل
از کسی پرس که هم بستر خوابش دریاست ۴
کس نداند که مرا با تو چه کار افتاده ست
گر بداند نکند عیب وگر کرد سزاست ۵
لا محال از عقب عشق ملامت خیزد
از ملامت نگریزیم که خود شیوه ماست ۶
به ملامت گر و تشنیع زن و عیب نمای
خاک بر فرقم اگر یک سر مویم پرواست ۷
گر مرا عشق ز خلقیّت خود برهاند
چه بماند همه معشوق که در عین بقاست ۸
چو حجاب است هم از پیش مگر برخیزد
بیش از این هیچ ندارم ز نزاری درخواست ۹
راز خاصان نتوان کرد چنین فاش خموش
زان که در حوصله عام نمی گنجد راست ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۴۱۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - مشتاق روی دوست که حالش مشوش است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - جز عشق پیشوا نکند هر که عاشق است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.