هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی و فلسفی به موضوعاتی مانند قربانی کردن، بیاعتنایی به دنیا، وحدت وجود، قناعت، و رازداری میپردازد. شاعر از دوری از ماتریالیسم و پیوستن به حقیقت درونی سخن میگوید و تأکید دارد که نور وحدت بر همه چیز غالب است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در متن برای درک و تجزیهوتحلیل نیاز به بلوغ فکری دارد و ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۱۵۷ - دیر شد تا رسم قربان کیش ماست
دیر شد تا رسم قربان کیش ماست
بذل جان کارِ دلِ بی خویش ماست ۱
چون ز دنیا بی نصیب افتاده ایم
گر همه قارون بود درویش ماست ۲
این همه کثرت حجاب ما ز چیست
از خیال مصلحت اندیش ماست ۳
نیش فصّاد قناعت نوشِ ما
نوش زهاد مقلد نیش ماست ۴
ما به کفر و دین نداریم التفات
در مراتب بیش کم، کم بیش ماست ۵
رازداری در دل ما غور کرد
آنکه هرگز سر نکرد آن ریش ماست ۶
چون فرو شستیم از این مردار دست
گرگِ مردم خوار دنیا ، میش ماست ۷
نور وحدت آفتاب روشن است
گر غمامی می نماید پیش ماست ۸
هر که دارد با نزاری دوستی
گر همه بیگانه باشد خویش ماست ۹
بذل جان کارِ دلِ بی خویش ماست ۱
چون ز دنیا بی نصیب افتاده ایم
گر همه قارون بود درویش ماست ۲
این همه کثرت حجاب ما ز چیست
از خیال مصلحت اندیش ماست ۳
نیش فصّاد قناعت نوشِ ما
نوش زهاد مقلد نیش ماست ۴
ما به کفر و دین نداریم التفات
در مراتب بیش کم، کم بیش ماست ۵
رازداری در دل ما غور کرد
آنکه هرگز سر نکرد آن ریش ماست ۶
چون فرو شستیم از این مردار دست
گرگِ مردم خوار دنیا ، میش ماست ۷
نور وحدت آفتاب روشن است
گر غمامی می نماید پیش ماست ۸
هر که دارد با نزاری دوستی
گر همه بیگانه باشد خویش ماست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۵۹۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۶ - آفتاب خُلد روی یار ماست
گوهر بعدی:شماره ۱۵۸ - یارب آن را که ز ما نیست خبر هیچ غم است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.