هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق و ارادت شاعر به معشوق یا ذات الهی است. شاعر خود را غلام معشوق می‌داند و آرزوی وصال او را دارد. او معشوق را منبع همه زیبایی‌ها و کمالات می‌داند و عشق به او را تنها راه نجات می‌پندارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عرفانی و عاشقانه این شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد و درک کامل آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.

شماره ۱۹۹ - ای من غلام آنکه غلام غلام توست

ای من غلام آنکه غلام غلام توست
در آرزوی جرعه ی جام مدام توست ۱

جام جهان نمای جم و چشمه ی خضر
گر راست بشنوند زمن عکس جام توست ۲

بر مقدم تو گر برود گو برو سرم
سرهای گرد نان جهان زیر گام توست ۳

گر شد دل رمیده ی من رام عشق تو
نبود عجب که توسن افلاک رام توست ۴

هرگز نه ممکن است که خواهد خلاص یافت
هر دل که قید سلسله ی همچو دام توست ۵

جایی دگر کدام و پناهی دگر کجا
اینش نه بس که در حرم اهتمام توست ۶

گر بگذرد نزاری بر یاد خاطرت
او را تمام اگر چه که او ناتمام توست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۹۸ - یارب مرا خلاص ده از هر چه غیر توست
گوهر بعدی:شماره ۲۰۰ - تو در آ خانه کیا کیست دگر خانه ی توست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.