هوش مصنوعی: این متن بیانگر دردهای روحی و عاطفی است که درمانی برای آنها یافت نمی‌شود. شاعر از ناامیدی و تنهایی خود می‌گوید و اینکه هیچ‌کس درد دلش را درک نمی‌کند. او به عشق و رنج‌های عاشقانه اشاره می‌کند و از جهل و تقلید کورکورانه انتقاد می‌کند. در نهایت، شاعر به رازهای نهفته در وجود انسان و ارزش‌های واقعی زندگی اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و انتقادهای اجتماعی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب باشد.

شماره ۲۸۲ - هیچ طبیبم دوایِ درد نگفته ست

هیچ طبیبم دوایِ درد نگفته ست
درد که درمان پذیر نیست شگفت است ۱

هر کسَم از علّتی بگفت علاجی
نیش به ظاهر زدند و ریش نهفته ست ۲

بر که کنم اعتماد و با که بگویم
کاین دلِ بی چاره را چه درد گرفته ست ۳

هم برِ لیلی برم حکایتِ مجنون
آن شنود ماجرایِ شب که نخفته ست ۴

تا ز کجا سر برآرد این همه سودا
کز دلِ غافل در اندرون بنهفته ست ۵

بویِ گلی می برم که گل بُنِ فطرت
هرگز از آن تازه تر گلی نشکفته ست ۶

قبلۀ اهلِ دل است از آن دلِ نا اهل
روی به محرابِ طاقِ ابرویِ جفت است ۷

خاک بر آن سر بود که خاکِ زمین را
در قدمِ نازنین به دیده نرفته ست ۸

این همه سهل است ترهاتِ به تقلید
جهلِ مرکب نگر که در پذرفته ست ۹

هیچ سخن گفته اند نیست نگفته
این که تو گفتی نزاریا که نگفته ست ۱۰

باش که در دُرجِ سر به مُهرِ گهرها
هست که الماس کس هنوز نسفته ست ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۳۶۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۸۱ - چنین ز دستِ دلم اختیار از آن رفته ست
گوهر بعدی:شماره ۲۸۳ - از آن زمان که زمان در تحرّک استاده ست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.