هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد تنهایی، فراق و عشق نافرجام می‌نالد. او از بی‌قدرتی خود در برابر عشق و ملامت‌های دیگران سخن می‌گوید و بیان می‌کند که عشق فراتر از خرد و دانایی است. همچنین، شاعر به زیبایی معشوق و ناتوانی خود در فراموشی او اشاره می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده‌ای مانند عشق نافرجام، تنهایی و رنج‌های عاشقانه است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب‌تر است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر دشوار باشد.

شماره ۳۳۲ - آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست

آه و واویلا کم برگ شکیبایی نیست
هیچ مشکل بتر از محنت تنهایی نیست ۱

پشتم از بار فراق تو دو تا شد چه عجب
که ز بی قوّتی ام قوت یکتایی نیست ۲

من و سودای تو من بعد که جاهل باشد
هر خردمند که عاشق شد و سودایی نیست ۳

شاهد لاله رخ و یار صنوبر بالا
همه جا هست و مرا خاطر هر جایی نیست ۴

سپر تیر ملامت شده ام چتوان کرد
با کمانی که به بازوی توانایی نیست ۵

عشق دردیست که در تربیت درمانش
مرهمی نیست وگر هست به خودرایی نیست ۶

عاقلان بار خدایا همه عاشق گردند
تا بدانند که این کار به دانایی نیست ۷

شیب و بالا و نظر نقش خیالت چه شود
یوسفم را چو غم سوز زلیخایی نیست ۸

از چنان روی به آوازه ی خوبی خرسند
گر کسی هست نزاری به شکیبایی نیست ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۳۱ - شب فراق که را طاقت شکیبایی ست
گوهر بعدی:شماره ۳۳۳ - هر کجا بی دلی و برناییست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.