هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شاعر از درد عشق و هجران می‌نالد. او از شراب به عنوان بهانه‌ای برای فرار از رنج عشق یاد می‌کند و از اضطراب و بی‌تابی خود در فراق معشوق سخن می‌گوید. شاعر همچنین به مضامینی مانند نور تجلی، اضطراب کلیم، و پناه بردن به سایه اشاره می‌کند که همگی نشان‌دهنده‌ی عمق عشق و رنج او هستند.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعاره‌هایی مانند شراب است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی و مضامین عرفانی دارد.

شماره ۳۴۹ - از آن سبب دل من ترک خورد و خواب گرفت

از آن سبب دل من ترک خورد و خواب گرفت
که صبح و شام و شب و روز با شراب گرفت ۱

بهانه می کنم آخر شراب باری چیست
که دل ز مشعله ی مهر دوست تاب گرفت ۲

هنوز هیچ ندیدم مرا زمن بستد
چه خوب رفت و موافق ره صواب گرفت ۳

اگر نه بهر خلاص از عذاب هجران است
چرا چنین به رحیل خودم شتاب گرفت ۴

امید خیر بباید برید و استخلاص
ز تشنه یی که چو من بر پی سراب گرفت ۵

گرت مجال بود از عذاب خلق گریز
که جغد خانه ازین غصّه در خراب گرفت ۶

به آفتاب نگه کن که از حیا هر شام
به زیر چادر شب روی در نقاب گرفت ۷

چو صور عشق فرو کوفتم ز هیبت آن
کسی نماند که از من نه اجتناب گرفت ۸

که راست طاقت نور تجلی شب طور
شنیده ای که کلیم از چه اضطراب گرفت ۹

ز تاب مهر دلم در پناه زلف گریخت
چو سایه دید فرو آمد و مآب گرفت ۱۰

از آن بسوخت نزاری که طبع خود رایش
مقام دیده و دل نزد آفتاب گرفت ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۶۴۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۴۸ - گرمرا در بی هشی با دوست کاری رفت رفت
گوهر بعدی:شماره ۳۵۰ - دلم از تو دل برنخواهد گرفت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.