هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، میگساری، تقدیر، و فلسفهٔ زندگی میپردازد. شاعر از عشق و می به عنوان موهبتهای الهی یاد میکند و به تقدیر و سرنوشت انسان اشاره دارد. همچنین، به تفاوتهای بین عاشقان، عاقلان، و زاهدان میپردازد و از رنجهای زندگی و بیعدالتیهای جهان سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که ممکن است برای نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، اشارههای مستقیم به میگساری و نقدهای اجتماعی ممکن است برای گروههای سنی پایینتر مناسب نباشد.
شماره ۵۴۰ - از مبادی که مرا سر به جهان در دادند
از مبادی که مرا سر به جهان در دادند
هیچ شک نیست که بی فایده نفرستادند ۱
جام و جان هر دو ز یک میکده همره کردند
عشق و می هر دو به من ز اول فطرت دادند ۲
دولت راه روانی که رسیدند به عشق
شادی جان کسانی که به من دلشادند ۳
حکم لشکر کش ارواح مبدل نشود
تا در آن تفرقه هر کس به کجا افتادند ۴
ما چه دانیم که بر ما چه قلم رانده اند
ظاهر آنست که در باطن ما بنهادند ۵
آفرینش چو برینست ز مبدای وجود
بنده لاله رخانم که چو سرو آزادند ۶
گرنه از بهر جگر خوردن و جان کندن ماست
امهات این همه دل درد چرا می زادند ۷
عاقلان در پی لیلی صفتان مجنوند
عاشقان بر لب شیرین سخنان فرهادند ۸
زاهدان در خبرند از من و یاران که چو من
مست از رایحه راحِ کدیر آبادند ۹
طاقت بار ملامت نبود هر کس را
خاصه قومی که درین مرتبه بی بنیادند ۱۰
مظلم ام روز منم وای بر آن ها فردا
مَثَل تخته و شاگرد و سر استادند ۱۱
تو و خلوتگه احباب علیرغم عدو
باده پیمای نزاری دگران بر بادند ۱۲
هیچ شک نیست که بی فایده نفرستادند ۱
جام و جان هر دو ز یک میکده همره کردند
عشق و می هر دو به من ز اول فطرت دادند ۲
دولت راه روانی که رسیدند به عشق
شادی جان کسانی که به من دلشادند ۳
حکم لشکر کش ارواح مبدل نشود
تا در آن تفرقه هر کس به کجا افتادند ۴
ما چه دانیم که بر ما چه قلم رانده اند
ظاهر آنست که در باطن ما بنهادند ۵
آفرینش چو برینست ز مبدای وجود
بنده لاله رخانم که چو سرو آزادند ۶
گرنه از بهر جگر خوردن و جان کندن ماست
امهات این همه دل درد چرا می زادند ۷
عاقلان در پی لیلی صفتان مجنوند
عاشقان بر لب شیرین سخنان فرهادند ۸
زاهدان در خبرند از من و یاران که چو من
مست از رایحه راحِ کدیر آبادند ۹
طاقت بار ملامت نبود هر کس را
خاصه قومی که درین مرتبه بی بنیادند ۱۰
مظلم ام روز منم وای بر آن ها فردا
مَثَل تخته و شاگرد و سر استادند ۱۱
تو و خلوتگه احباب علیرغم عدو
باده پیمای نزاری دگران بر بادند ۱۲
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۲
۵۷۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳۹ - هزار بار از آن بهتری که می گفتند
گوهر بعدی:شماره ۵۴۱ - دکانِ رازِ من گویی به سر بازار بنهادند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.