هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به زیباییهای طبیعت و عشق الهی اشاره دارد. شاعر از عناصری مانند دریا، ستارگان، آتش و آب استفاده میکند تا احساسات عمیق خود را نسبت به معشوق (که میتواند معشوق زمینی یا الهی باشد) بیان کند. همچنین، مفاهیمی مانند فنا در عشق، صبر و شکیبایی، و وحدت وجود نیز در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از استعارهها و نمادها نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارند.
شماره ۵۶۱ - که دیده ست چشمی که دریا بود
که دیده ست چشمی که دریا بود
همه گرد دریا ثریا بود ۱
که دیده ست بحری که پیرامنش
مزین به لولوی لالا بود ۲
محیطی که قعرش نباشد پدید
در او مردم دیده پیدا بود ۳
گرین است پیدا بیا گو ببین
که نبود محیطی چنین یا بود ۴
منم آن که پیوسته از آب چشم
چنین فتح بابم مهیا بود ۵
به چشمی چنین جز به دیدار دوست
میسر نباشد که بینا بود ۶
دلی دارم از آب زر ناشکیب
ولیکن در آتش شکیبا بود ۷
که دیده ست آخر نشانی چنین
که هم آب و آتش به یک جا بود ۸
کسی را که بر شمع رخسار دوست
زده در سر آتش ز صهبا بود ۹
اگر ملک رومش مسلم شود
چو پروانه فارغ ز پروا بود ۱۰
چو پروانه بشکفت اگر پر بسوخت
برین شمع پروانه عنقا بود ۱۱
که شمع فلک در شبستان عشق
سرآسیمه پروانه آسا بود ۱۲
ز ما هیچ ناید بلی هیچ کم
مگر خاطر دوست با ما بود ۱۳
مرا نیست با بود و نابود کار
نزاری طفیل تولا بود ۱۴
بگویید تا سر اسرار من
رموز محقق معما بود ۱۵
همه گرد دریا ثریا بود ۱
که دیده ست بحری که پیرامنش
مزین به لولوی لالا بود ۲
محیطی که قعرش نباشد پدید
در او مردم دیده پیدا بود ۳
گرین است پیدا بیا گو ببین
که نبود محیطی چنین یا بود ۴
منم آن که پیوسته از آب چشم
چنین فتح بابم مهیا بود ۵
به چشمی چنین جز به دیدار دوست
میسر نباشد که بینا بود ۶
دلی دارم از آب زر ناشکیب
ولیکن در آتش شکیبا بود ۷
که دیده ست آخر نشانی چنین
که هم آب و آتش به یک جا بود ۸
کسی را که بر شمع رخسار دوست
زده در سر آتش ز صهبا بود ۹
اگر ملک رومش مسلم شود
چو پروانه فارغ ز پروا بود ۱۰
چو پروانه بشکفت اگر پر بسوخت
برین شمع پروانه عنقا بود ۱۱
که شمع فلک در شبستان عشق
سرآسیمه پروانه آسا بود ۱۲
ز ما هیچ ناید بلی هیچ کم
مگر خاطر دوست با ما بود ۱۳
مرا نیست با بود و نابود کار
نزاری طفیل تولا بود ۱۴
بگویید تا سر اسرار من
رموز محقق معما بود ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
۴۱۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۰ - مرا تا با تو افتاده ست پیوند
گوهر بعدی:شماره ۵۶۲ - نزاری که نیازش به اهل راز بود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.