هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که به موضوعات عشق، وفاداری، صبر در برابر جفا، و اعتقاد به سرنوشت میپردازد. شاعر از عشق الهی و ازلی سخن میگوید و تأکید میکند که محبت حقیقی هرگز از بین نمیرود. همچنین، به صبر در برابر سختیها و حفظ وفاداری حتی در برابر جفا اشاره میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از ابیات نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فلسفه دارند.
شماره ۵۶۵ - بیا که مهر تو با جان ز جسم ما برود
بیا که مهر تو با جان ز جسم ما برود
محبت ازلی کی چنین ز جا برود ۱
میان اهل صفا گر ز آه خشم و عتاب
کدورتی بود آن هم به ماجرا برود ۲
به دست عقل نباشد زمام عقل آری
حجاب عقل شود عشق تا قضا برود ۳
شکایتی که مرا از تو و تو را از ماست
همان به است که آخر کنیم تا برود ۴
تحمل سخنت می کنم به دیده ی سخت
که سست عهد بود هر که از جفا برود ۵
هزار بار منادی به شهر دردادم
که خاک بر سر آن کز سر وفا برود ۶
تو جمع باش که این خسته پریشان حال
به سر به پیش تو آید اگر به پا برود ۷
چو قادری چه توان، اختیار باید کرد
اگر هزار جفا بر سر از شما برود ۸
ز اعتقاد نزاری به صد پریشانی
نعوذ بالله اگر هرگز این صفا برود ۹
محبت ازلی کی چنین ز جا برود ۱
میان اهل صفا گر ز آه خشم و عتاب
کدورتی بود آن هم به ماجرا برود ۲
به دست عقل نباشد زمام عقل آری
حجاب عقل شود عشق تا قضا برود ۳
شکایتی که مرا از تو و تو را از ماست
همان به است که آخر کنیم تا برود ۴
تحمل سخنت می کنم به دیده ی سخت
که سست عهد بود هر که از جفا برود ۵
هزار بار منادی به شهر دردادم
که خاک بر سر آن کز سر وفا برود ۶
تو جمع باش که این خسته پریشان حال
به سر به پیش تو آید اگر به پا برود ۷
چو قادری چه توان، اختیار باید کرد
اگر هزار جفا بر سر از شما برود ۸
ز اعتقاد نزاری به صد پریشانی
نعوذ بالله اگر هرگز این صفا برود ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۱۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۴ - کی به عشق افسرده اولی کی بود
گوهر بعدی:شماره ۵۶۶ - مرا که خون دل از دیده همچو آب رود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.