هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به مفاهیمی مانند عشق، یقین، عقل، و وصال الهی میپردازد. شاعر از تضاد بین عقل و عشق سخن میگوید و برتری عشق را بر عقل نشان میدهد. همچنین، به موضوعاتی مانند فنا در ذات الهی، یادآوری خداوند، و نیاز به یقین در دیدن حقیقت اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۷۰۱ - آن را که گمان شود یقینش
آن را که گمان شود یقینش
برخاست همه جهان به کینش ۱
آن را که ز بود خود برون شد
بر سدره کنند آفرینش ۲
آن امر که عقل از اوست فایض
عشق است ولی مگو چنینش ۳
آن مهر که داشتی سلیمان
دانی که چه بود بر نگینش ۴
تو هیچ مباش تا بباشد
محکوم تو کل آفرینش ۵
از خویش به در نمی شود عقل
تا عشق نمی شود قرینش ۶
جانانه ما وصال کرده ست
اما تو به چشم خود مبینش ۷
او را نتوان به چشم شک دید
الا که به دیده یقینش ۸
ای باد صبا ز ما فرو گوی
حرفی به دو گوش نازنینش ۹
مردیم و ز ما نمی کند یاد
بر گوی حکایتی از اینش ۱۰
چون حلقه رسد مگر به گوشش
زاری نزاری حزینش ۱۱
برخاست همه جهان به کینش ۱
آن را که ز بود خود برون شد
بر سدره کنند آفرینش ۲
آن امر که عقل از اوست فایض
عشق است ولی مگو چنینش ۳
آن مهر که داشتی سلیمان
دانی که چه بود بر نگینش ۴
تو هیچ مباش تا بباشد
محکوم تو کل آفرینش ۵
از خویش به در نمی شود عقل
تا عشق نمی شود قرینش ۶
جانانه ما وصال کرده ست
اما تو به چشم خود مبینش ۷
او را نتوان به چشم شک دید
الا که به دیده یقینش ۸
ای باد صبا ز ما فرو گوی
حرفی به دو گوش نازنینش ۹
مردیم و ز ما نمی کند یاد
بر گوی حکایتی از اینش ۱۰
چون حلقه رسد مگر به گوشش
زاری نزاری حزینش ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۴۳۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰۰ - هزار یادِ سرِ پنجۀ نگارینش
گوهر بعدی:شماره ۷۰۲ - ز دست مدعیان یک زمانکی شبِ دوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.