هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از عشق و دلباختگی خود به معشوقی با ویژگیهای فیزیکی جذاب مانند موهای بریده بر بناگوش، چشمان نافذ و اندام زیبا سخن میگوید. او از درد فراق و عشق نافرجام شکایت کرده و از معشوق میخواهد که او را فراموش نکند. شاعر همچنین به تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود اشاره میکند و از سوختن در آتش عشق میگوید.
رده سنی:
16+
متن شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات عرفانی و ادبی در شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارد.
شماره ۷۱۵ - آن موی بریده بر بنا گوش
آن موی بریده بر بنا گوش
کشته ست مرا و کرده مدهوش ۱
نغزت برِ روی و غمزه و چشم
خوبست سرِ دست و بازو و دوش ۲
گر می خواهی که عالمی خلق
زان زلف کنند حلقه در گوش ۳
مِعجر بنه از سر و کله دار
دُرّاعه بیفکن و قبا پوش ۴
ای ترک پری صفت حدیثی
زین هندوی خود به لطف بنیوش ۵
بوسی که هزار جان بیرزد
آسان آسان به هیچ مفروش ۶
گر آمده بوده ای ز فطرت
خاص از پی خون من در آن کوش ۷
تا جان ببرم مگر چو کردم
ترک دل و دین و دنیی و هوش ۸
دادی بستانم از تو گر هیچ
سرمست درآرمت به آغوش ۹
آنرا که به یاد توست زنده
یکباره چنین مکن فراموش ۱۰
زآن یک نفسی که دیدمت دی
تا روز نخفتم از غمت دوش ۱۱
گویند نزاریا چه بودت
وین گریه و ناله چیست خاموش ۱۲
ای بی خبران بر آتش عشق
می سوزم اگر نمی زنم جوش ۱۳
کشته ست مرا و کرده مدهوش ۱
نغزت برِ روی و غمزه و چشم
خوبست سرِ دست و بازو و دوش ۲
گر می خواهی که عالمی خلق
زان زلف کنند حلقه در گوش ۳
مِعجر بنه از سر و کله دار
دُرّاعه بیفکن و قبا پوش ۴
ای ترک پری صفت حدیثی
زین هندوی خود به لطف بنیوش ۵
بوسی که هزار جان بیرزد
آسان آسان به هیچ مفروش ۶
گر آمده بوده ای ز فطرت
خاص از پی خون من در آن کوش ۷
تا جان ببرم مگر چو کردم
ترک دل و دین و دنیی و هوش ۸
دادی بستانم از تو گر هیچ
سرمست درآرمت به آغوش ۹
آنرا که به یاد توست زنده
یکباره چنین مکن فراموش ۱۰
زآن یک نفسی که دیدمت دی
تا روز نخفتم از غمت دوش ۱۱
گویند نزاریا چه بودت
وین گریه و ناله چیست خاموش ۱۲
ای بی خبران بر آتش عشق
می سوزم اگر نمی زنم جوش ۱۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۳
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۱۴ - بهشت است خمخانه می فروش
گوهر بعدی:شماره ۷۱۶ - ای زلف تو تکیه کرده بر گوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.