هوش مصنوعی:
این شعر از عشق نافرجام، رنجهای دل، و امیدهای بربادرفته سخن میگوید. شاعر از غمهای بیپایان، ناتوانی در رهایی از دام دل، و انتظار بیثمر برای وصال معشوق مینالد. همچنین، به رابطهی عمیق با معشوق و رنجهای ناشی از رقیب اشاره میکند.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی، همراه با توصیف رنجهای روحی و احساسی، برای درک بهتر به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند انتقام و درد عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۷۶۶ - هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل
هیهات اگر به دستِ من استی زمامِ دل
هرگز نبردمی دگر از غصّه نامِ دل ۱
بسیار دست و پای زدم در خلاصِ جان
رویِ خلاص نیست به حیلت ز دامِ دل ۲
از بدوِ کون اگر غم و دل توأمان نبُد
پس بی غم از چه نیست زمانی مقام دل ۳
بادِ صبا میانِ من و دوست محرم است
جز او به دوستان که رساند پیامِ دل ۴
ای یادِ صبح عرضه کن از لطفِ بی دریغ
در بندگیِ حضرتِ جانان سلامِ دل ۵
گو جایِ مهرِ توست اگر نه نکردمی
چندین مبالغت ز پیِ احترامِ دل ۶
عمرم بدین امید به سر شد که عاقبت
روزی رسم مگر ز دهانت به کامِ دل ۷
می بود پیش ازین و کنون می کنم غذا
از خون که تا به لب برسیده ست جامِ دل ۸
چندین نزاریا چه خوری غصّه از رقیب
آری به روزگار کشند انتقامِ دل ۹
هرگز نبردمی دگر از غصّه نامِ دل ۱
بسیار دست و پای زدم در خلاصِ جان
رویِ خلاص نیست به حیلت ز دامِ دل ۲
از بدوِ کون اگر غم و دل توأمان نبُد
پس بی غم از چه نیست زمانی مقام دل ۳
بادِ صبا میانِ من و دوست محرم است
جز او به دوستان که رساند پیامِ دل ۴
ای یادِ صبح عرضه کن از لطفِ بی دریغ
در بندگیِ حضرتِ جانان سلامِ دل ۵
گو جایِ مهرِ توست اگر نه نکردمی
چندین مبالغت ز پیِ احترامِ دل ۶
عمرم بدین امید به سر شد که عاقبت
روزی رسم مگر ز دهانت به کامِ دل ۷
می بود پیش ازین و کنون می کنم غذا
از خون که تا به لب برسیده ست جامِ دل ۸
چندین نزاریا چه خوری غصّه از رقیب
آری به روزگار کشند انتقامِ دل ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۴۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۶۵ - ای دیده را به دیدنِ رویت قرارِ دل
گوهر بعدی:شماره ۷۶۷ - پیرانه سر ز دست بدادم عنانِ دل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.