شماره ۳۷ - نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
نیست دل مأیوس دارد در پی خود روز، شب
صبح نومیدی دمد هر چند آه سرد ما ۱
چنگ خود ای زهره با خورشید پرداز و برو
دوست کی دارد طرب را جان غم پرورد ما؟ ۲
از خیال ما سعیدا فیض می بارد به خاک
کم نمی گردد به زیرش گنج بادآورد ما ۳
صبح نومیدی دمد هر چند آه سرد ما ۱
چنگ خود ای زهره با خورشید پرداز و برو
دوست کی دارد طرب را جان غم پرورد ما؟ ۲
از خیال ما سعیدا فیض می بارد به خاک
کم نمی گردد به زیرش گنج بادآورد ما ۳
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۳
۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶ - شد عمرها که از نظر افتاده خواب ما
گوهر بعدی:شماره ۳۸ - ما را اگرچه [خوار] نمود افتقار ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.