هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و دلدادگی خود سخن میگوید. او با وجود نادیده گرفتنهای معشوق، عشق خود را ادامه داده و به فال نیک گرفته است. شاعر با یاد معشوق، به عبادت و دعا پرداخته و از آتش عشق او، سینهاش را گرم نگه داشته است. او عهد خود را با معشوق تجدید کرده و تأکید میکند که این عشق را از سر دیگری گرفته و تا پایان این سودا، دل از جانش برنگرفته است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی و فکری دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۸۱۳ - ترا نادیده مهرت بر گرفتم
ترا نادیده مهرت بر گرفتم
به خود سر با تو کاری در گرفتم ۱
مرا از وصلِ تو خیری نصیب است
به فالِ فرّخ این اختر گرفتم ۲
دعا گفتم، زمین بوسیدم اوّل
به یادت هر کجا ساغر گرفتم ۳
به بویِ نافۀ زلفت صبا را
قدم از دیده در گوهر گرفتم ۴
ز آتش خانۀ سودایِ عشقت
تنورِ سینه در اخگر گرفتم ۵
ازین پیش ار خطایی کردم آن رفت
به پیمانِ تو عهد از سر گرفتم ۶
سر از کویت نخواهم برد دانم
که این عشق از سرِ دیگر گرفتم ۷
مرا تا از سر این سودا در آید
دل از جانِ نزاری برگرفتم ۸
به خود سر با تو کاری در گرفتم ۱
مرا از وصلِ تو خیری نصیب است
به فالِ فرّخ این اختر گرفتم ۲
دعا گفتم، زمین بوسیدم اوّل
به یادت هر کجا ساغر گرفتم ۳
به بویِ نافۀ زلفت صبا را
قدم از دیده در گوهر گرفتم ۴
ز آتش خانۀ سودایِ عشقت
تنورِ سینه در اخگر گرفتم ۵
ازین پیش ار خطایی کردم آن رفت
به پیمانِ تو عهد از سر گرفتم ۶
سر از کویت نخواهم برد دانم
که این عشق از سرِ دیگر گرفتم ۷
مرا تا از سر این سودا در آید
دل از جانِ نزاری برگرفتم ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۴۲۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۱۲ - شبِ وداع که جانانه را کنار گرفتم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۴ - ندارم کار با افلاک وانجم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.