هوش مصنوعی: شاعر در این متن از بی‌اعتنایی به دنیا و مادیات سخن می‌گوید و خود را از تعلقات دنیوی آزاد می‌داند. او بر خموشی و تحمل تأکید دارد و عقل را برتر از وهم می‌داند. همچنین، به رازآلودگی و گم‌گشتگی در مسیر حقیقت اشاره می‌کند.
رده سنی: 18+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و اشارات ادبی کلاسیک نیاز به دانش پیشینه‌ای دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب می‌شود.

شماره ۸۱۴ - ندارم کار با افلاک وانجم

ندارم کار با افلاک وانجم
من و پایِ خم و خشتِ سرِ خم ۱

نشاید توبه بر من بست هیهات
به گیرایی اگر گردد سریشم ۲

نیم زان ها بحمدالله که دایم
دَمادَم حرصشان باشد دُمادُم ۳

اگر کیمخت و بلغاری نباشد
که در پوشم من و کژ گاو و جُم جُم ۴

نعیمِ خلد هم سهل است و این جا
مرا آزاد کردند از تنعّم ۵

خموشی و تحمّل شیوۀ ماست
چه برخیزد ز تشنیع وتظلّم ۶

اگر هم سر در ابداعِ وجودیم
کسی را بر کسی نبود تقدّم ۷

نه عقل است آن که وهمی می پرستند
تعقّل را چه نسبت با توّهم ۸

نزاری می رود بر شارعِ راز
گهی پیدا و گه پی می کنم گم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۱۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۱۳ - ترا نادیده مهرت بر گرفتم
گوهر بعدی:شماره ۸۱۵ - تا ساکنِ کنجِ محنت آبادم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.