هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از درد فراق و انتظار معشوق می‌نالد و احساس سوختن در آتش هجران را توصیف می‌کند. او با تصاویری مانند شمع و پروانه، بی‌قراری و بی‌اختیاری خود را بیان می‌کند و از معشوق می‌خواهد که بر او رحم کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساساتی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده و ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۸۶۱ - نیامدی و من از انتظار می سوزم

نیامدی و من از انتظار می سوزم
در آرزویِ وصال تو زار می سوزم ۱

بر آبِ دیده ی من رحم کن اگر یاری
که من بر آتشِ هجرانِ یار می سوزم ۲

ز بی قراریِ من بر قرار بی خبری
ولی من از غم تو برقرار می سوزم ۳

بسوختم ز فراقِ تو و ندانستم
که از برایِ که بهرِ چه کار می سوزم ۴

ز سوختن خبری نیست همچو شمع مرا
چه اختیار که بی اختیار می سوزم ۵

عجب تر این که به هر انجمن ز غایتِ شوق
ز شمع دورم و پروانه‌وار می سوزم ۶

ز چشمِ مستِ تو محروم عینِ مخمورست
اگر چه مستِ تو ام در خمار می سوزم ۷

تو گُل‌عذاری و من بلبل و تو فارغ از آن
که من بر آتشِ هجران چو خار می سوزم ۸

قسم به آتشِ یاقوتِ آبدارِ لبت
که با دو دیده ی یاقوت‌بار می سوزم ۹

در انتظار نزاریِ زار می گوید
نیامدی و من از انتظار می سوزم ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۴۲۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۶۰ - چو لطف کردی و برداشتی به اعزازم
گوهر بعدی:شماره ۸۶۲ - هم از شکستنِ پیمانِ یار می ترسم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.