هوش مصنوعی: شاعر در این شعر از عشق و انتظار برای وصال معشوق می‌گوید. او با وجود گذشت زمان و فرسودگی عمر، هنوز بر عهد خود پایبند است. معشوق از او غافل است، اما شاعر همچنان چشم به راه اوست. او از رقیب می‌خواهد که با لطف رفتار کند، اما رقیب پاسخ می‌دهد که موظف به دور کردن نگاه‌های ناپاک است. شاعر در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در گرداب عشق گرفتار شده و راه فراری ندارد. او بهشت را در حضور معشوق می‌داند و دیگران را فریب‌خوردهٔ وعده‌های دروغین می‌خواند.
رده سنی: 16+ این شعر دارای مضامین عاشقانه و عارفانه است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربهٔ زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند 'رقیب' و 'گرداب عشق' ممکن است برای مخاطبان کم‌سال نامفهوم یا سنگین باشد.

شماره ۸۷۶ - در انتظار وصال تو عمر می گذرانم

در انتظار وصال تو عمر می گذرانم
قرار عهد بر این بود و من هنوز برآنم ۱

چه روزگار به سر برگذشت و عمر به سر شد
که من ز دست تو بر سرزنان و جامه درانم ۲

تو فارغ از من و من از پی قدوم وصولت
دو دیده بر سر ره مانده هم چو منتظرانم ۳

اگر چه در نظر صورتم به شکل نیایی
ولی به چشم ملاقات معنوی نگرانم ۴

{در متن چاپی افتادگی دارد} با رقیب کوی تو گفتم
اگر به لطف نمی خوانیم به قهر مرانم ۵

جواب داد که این جا مگرد بیش و حذر کن
که من ملازم این در به دفع کژ نظرانم ۶

محیط عشق و به گرداب درفتاده چه کوشم
دگر زمانه نه ممکن که افکند به کرانم ۷

ز بس که بر سر سودا کشیده می کنم اقداح
سبک شدند دماغ و دل از شراب گرانم ۸

بهشت نقد نزاری تویی و بس که مذکِّر
به حور نسیه نیارد فریفت چون دگرانم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۸۷۵ - اگر عشق تو شد در خون جانم
گوهر بعدی:شماره ۸۷۷ - جان برای تو که هم دردی و هم درمانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.