هوش مصنوعی:
شاعر در این بیتها از درد فراق و تنهایی شبانه میگوید و از صبح میخواهد به دلسوزی برای او دم نزند، گویی که جانش در بدن نیست.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشعار کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر مناسبتر هستند.
شماره ۱۴۳ - امشب که فراق را گذر بر من نیست
امشب که فراق را گذر بر من نیست
جز دست و یم قلادۀ گردن نیست ۱
ای صبح ز بهر دل من دم در کش
انگار که امشبیت جان در تن نیست ۲
جز دست و یم قلادۀ گردن نیست ۱
ای صبح ز بهر دل من دم در کش
انگار که امشبیت جان در تن نیست ۲
قالب: رباعی
تعداد ابیات: ۲
۳۷۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - ای دل چو ترا ذوق لب جانان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.