خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این بیتها از درد فراق و تنهایی شبانه میگوید و از صبح میخواهد به دلسوزی برای او دم نزند، گویی که جانش در بدن نیست.
محتوا شامل مفاهیم عاطفی عمیق و غمانگیز است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشعار کلاسیک معمولاً برای سنین بالاتر مناسبتر هستند.
شماره ۱۴۳ - امشب که فراق را گذر بر من نیست
امشب که فراق را گذر بر من نیست
جز دست و یم قلادۀ گردن نیست ۱
ای صبح ز بهر دل من دم در کش
انگار که امشبیت جان در تن نیست ۲
جز دست و یم قلادۀ گردن نیست ۱
ای صبح ز بهر دل من دم در کش
انگار که امشبیت جان در تن نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۲ - در روی زمین هیچ کست دشمن نیست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۴ - ای دل چو ترا ذوق لب جانان نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.