هوش مصنوعی: این شعر از صدر احرار شهای الدین، بیانگر احساسات شاعر نسبت به دوری از محبوب و تأثیرات این دوری بر روح و روان اوست. شاعر از سخاوت و عطای محبوب یاد می‌کند و از غم و اندوهی که به دلیل این دوری بر او مستولی شده، سخن می‌گوید. همچنین، او از بی‌عدالتی و سیاهی روزگار شکایت دارد و امیدوار است که دوباره به محبوبش نزدیک شود.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیهات پیچیده ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.

شمارهٔ ۲۴ - وله ایضا

صدر احرار شهای الدّین ، ای گاه سخا
کان ودریا شده از دست کفت چون کف دست ۱

دشمن از غصّۀ جاه تو چو غنچه دلتنگ
طمع از جام عطای تو چو نرگس سر مست ۲

شرف خانة جوزا که به رفعت مثلست
گشته در جنب سرا پردۀ اقبال تو بست ۳

همة اندیشة غمها ز دل او برخاست
در همه عمر خود آن کس که دمی با تو نشست ۴

به سیه کاری از خدمت تو دورم کرد
که سیه بادا روی فلک سفله پرست ۵

تا در هجر تو بر من بگشادست قضا
در شادی و طرب چرخ برویم در بست ۶

مدّتی رفت که از من کرمت یاد نکرد
والحق ازغصّۀ آن جان ز تن من بگسست ۷

نرسم من به تو وز تو نرسد نامه به من
این چنین حادثه را هم سببی دانم هست ۸

شقّۀ کاغذ دانم ز منت نیست دریغ
زانکه در حقّ منت هست کرمها پیوست ۹

یا زبان قلمت چون ره من بسته شدست
یا نه چون پای رهی دست دبیرت بشکست ۱۰
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
۳۷۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شمارهٔ ۲۳ - ایضاً له
گوهر بعدی:شمارهٔ ۲۵ - وله ایضا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.