هوش مصنوعی:
این شعر یک مدح و ستایش از پادشاهی است که قدرت و عدالت او توصیف شده است. شاعر از زبان خود و دیگران به بیان ویژگیهای این پادشاه میپردازد، از جمله قدرت او در برابر دشمنان، عدالتش، و لطف او به زیردستان. همچنین، شاعر از رنجهای خود و ترس از فقر سخن میگوید و امیدوار است که پادشاه به او توجه کند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی از مضامین مانند رنج و فقر ممکن است برای گروههای سنی پایین سنگین باشد.
شماره ۲ - ای خسروی که از رخ دوشیزگان غیب
ای خسروی که از رخ دوشیزگان غیب
هر لحظه دست فکرت تو در کشد نقاب ۱
در عرض گاه زینت بزم تو فی المثل
طاووس وقت جلوه نماید کم از غراب ۲
حفظت به هر زمین که سپر در سپر کشید
ممکن بود که رخنه شود تیغ آفتاب ۳
وز بیم میل قهر تو کان دم به دم بود
بر چشم دشمنانت نیارد گذشت خواب ۴
شاها زکوة گوش و زبان را ز راه لطف
بشنو ز من سؤالی و تشریف ده جواب ۵
آن کس که حکم کرد به طوفان باد و گفت
کاسیب آن عمارت عالم کند خراب ۶
تشریف یافت از تو و اقبال دید و کس
در بند آن نشد که خطا گفت یا صواب ۷
من بنده چون به پیش تو ابطال کرده ام
با من چرا ز وجه دگر می رود خطاب ۸
بر من و بال شد هنر من که صد بلا
بر ساعتی که من به هنر کردم انتساب ۹
گو نیست گرد عالم و گو پست شو فلک
بر من به نیم جو چو فکندم درین عذاب ۱۰
طوفان من گذشت که نه ماه ساختم
از آب دیده شربت و از خون دل شراب ۱۱
سهل است این سه ماه دگر نیز همچنین
تن در دهم به آنک نه نانم بود نه آب ۱۲
لیکن ز دست فاقه بترسم که عاقبت
هم من ز جان بر آیم و هم خسرو از ثواب ۱۳
هر لحظه دست فکرت تو در کشد نقاب ۱
در عرض گاه زینت بزم تو فی المثل
طاووس وقت جلوه نماید کم از غراب ۲
حفظت به هر زمین که سپر در سپر کشید
ممکن بود که رخنه شود تیغ آفتاب ۳
وز بیم میل قهر تو کان دم به دم بود
بر چشم دشمنانت نیارد گذشت خواب ۴
شاها زکوة گوش و زبان را ز راه لطف
بشنو ز من سؤالی و تشریف ده جواب ۵
آن کس که حکم کرد به طوفان باد و گفت
کاسیب آن عمارت عالم کند خراب ۶
تشریف یافت از تو و اقبال دید و کس
در بند آن نشد که خطا گفت یا صواب ۷
من بنده چون به پیش تو ابطال کرده ام
با من چرا ز وجه دگر می رود خطاب ۸
بر من و بال شد هنر من که صد بلا
بر ساعتی که من به هنر کردم انتساب ۹
گو نیست گرد عالم و گو پست شو فلک
بر من به نیم جو چو فکندم درین عذاب ۱۰
طوفان من گذشت که نه ماه ساختم
از آب دیده شربت و از خون دل شراب ۱۱
سهل است این سه ماه دگر نیز همچنین
تن در دهم به آنک نه نانم بود نه آب ۱۲
لیکن ز دست فاقه بترسم که عاقبت
هم من ز جان بر آیم و هم خسرو از ثواب ۱۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۳
۴۰۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱ - خدایگان جهان مالک رقاب امم
گوهر بعدی:شماره ۳ - عالی رضی دین تویی آن شمع دل که هست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.