هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از بیاعتنایی به نظرات دیگران، رازداری، و تحمل دردهای درونی سخن میگوید. او تأکید دارد که دیگران او را نمیشناسند و از طعنههای آنان رنجیدهخاطر است. همچنین، به پذیرش سرنوشت و سکوت در برابر انتقادات اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و روانشناختی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار است. همچنین، برخی مضامین مانند درد درونی و طعنههای دیگران ممکن است برای خوانندگان جوانتر سنگین باشد.
بخش ۴۳ - من کیستم
مرا خود در اوقاتِ ردّ و قبول
نباشد غمِ ترّهاتِ جَهول ۱
اگر سرِّ مردان ندارم نگاه
کله سر نبیند دگر سرکلاه ۲
نیارم به نا محرمان باز گفت
چه گویم که با من که این راز گفت ۳
همه هرچه در حقِّ من گفته اند
نه از من که از خویشتن گفته اند ۴
اگر معترض طعنه ای می زند
به خود بر ز خود هم چو قز می تند ۵
مرا کس نداند که من کیستم
کدامم کجاام کی ام چیستم ۶
چه بارست بر جانِ پر درد من
که خون شد دلِ ناز پروردِ من ۷
زبس طعنه همواره دل خسته ام
دلِ خسته در لطفِ حق بسته ام ۸
چو از بدوِ فطرت قلم می رود
چه بردستِ من بیش و کم می رود ۹
دلم موج خون می زند لب خموش
ملامت روان و من آگنده گوش ۱۰
همان به که فی الجمله از هیچ روی
نگویم سخن تا نگویند گوی ۱۱
نباشد غمِ ترّهاتِ جَهول ۱
اگر سرِّ مردان ندارم نگاه
کله سر نبیند دگر سرکلاه ۲
نیارم به نا محرمان باز گفت
چه گویم که با من که این راز گفت ۳
همه هرچه در حقِّ من گفته اند
نه از من که از خویشتن گفته اند ۴
اگر معترض طعنه ای می زند
به خود بر ز خود هم چو قز می تند ۵
مرا کس نداند که من کیستم
کدامم کجاام کی ام چیستم ۶
چه بارست بر جانِ پر درد من
که خون شد دلِ ناز پروردِ من ۷
زبس طعنه همواره دل خسته ام
دلِ خسته در لطفِ حق بسته ام ۸
چو از بدوِ فطرت قلم می رود
چه بردستِ من بیش و کم می رود ۹
دلم موج خون می زند لب خموش
ملامت روان و من آگنده گوش ۱۰
همان به که فی الجمله از هیچ روی
نگویم سخن تا نگویند گوی ۱۱
قالب: مثنوی
تعداد ابیات: ۱۱
۷۲۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۴۲ - سبب تغییر حال
گوهر بعدی:بخش ۴۴ - پس از توبه
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.