هوش مصنوعی: این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هیچ چیزی در دنیا و حتی در بهشت به پای معشوق نمی‌رسد. شاعر از عشق و دلدادگی خود سخن می‌گوید و از ناتوانی در رسیدن به معشوق گلایه می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است نیاز به تفسیر و توضیح داشته باشند که برای گروه سنی بالاتر مناسب‌تر است.

شماره ۱۴۴ - در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست

در گلستانها تماشائی به از روی تو نیست
در بهشت عدن جائی خوشتر از کوی تو نیست ۱

بامدادان از پشیمانی بماند در خمار
هر که امروزش چو نرگس مستی از بوی تو نیست ۲

همچو اشک زاهدان خواهند زد بر روی او
طاعت هر کس که محرابش ز ابروی تو نیست ۳

ما به صد جان بوی آن زلف از صبا چون میخریم
چون به دست ما بهای یک سر موی تو نیست ۴

دل گرفتارست در دام بلا مشکل تر آنک
حل این مشکل بجز در عقد گیسوی تو نیست ۵

خون ما بی جوم ریزی و به فکر این خطا
چون سر زلفت سری هرگز به زانوی تو نیست ۶

گفته ای خاک ره مانی وزان کمتر کمال
این چنین تعظیمها حد دعاگوی تو نیست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۵۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۴۳ - در کوی تو خون مژه خیلی است که سیلی است
گوهر بعدی:شماره ۱۴۵ - دل از آن غمزه بسی شاکر و بس خشنودست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.